تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
اسم دارد : فاطمه ، صديقه ، مباركه ، طاهره ، زكيّه ، راضيه ، مرضيّه ، محدّثه ، زهراء ، سپس فرمود : آيا مىدانى كه معناى فاطمه چيست ؟ گفتم : سرور من ، از آن به من خبر بده ، فرمود : از شرّ بريده شده است . سپس فرمود : اگر نبود امير المؤمنين ( ع ) كه با او ازدواج كرد ، تا روز قيامت در روى زمين هم شأن او پيدا نمىشد ، آدم و يا ديگرى .

خداوند به امير المؤمنين ( ع ) نه چيز داد كه پيش از او جز محمد ( ص ) به كسى نداده بود

4 - يزداد بن ابراهيم از كسى كه به او نقل كرده نقل مىكند كه از امام صادق ( ع ) شنيدم كه فرمود : امير المؤمنين ( ع ) فرموده است : به خدا سوگند كه خداوند به من نه چيز عطا كرده كه پيش از من به هيچ كس جز پيامبر ( ص ) عطا نكرده است : راه‌ها به روى من باز شده ، و علم انساب به من ياد داده شده ، و ابرها براى من به حركت درآمده و علم مرگها و بلاها و فصل خطاب ( تعيينكننده حق ) را مىدانم ، و با اذن پروردگارم در ملكوت نظر كردم هيچ چيز از من پنهان نشد چه آنچه پيش از من بوده و چه آنچه پس از من مىآيد ، و خداوند با ولايت من دين اين امّت را كامل كرد و نعمتها را بر آنان تمام نمود و به اسلام آنان راضى شد ، و اين هنگامى بود كه در روز ولايت ( روز غدير خم ) به محمد ( ص ) فرمود : يا محمد ! از من به آنان خبر بده كه امروز دينشان را كامل كردم و به اسلام به عنوان دين آنان راضى شدم و نعمت خود را بر آنان تمام كردم . همهء اينها نعمتهايى است كه خداوند آنها را بر من منت نهاده است ، سپاس خدا را .

به پيامبر ( ص ) در بارهء على ( ع ) نه خصلت داده شد

5 - عطيّه از زيد بن ارقم نقل مىكند كه پيامبر خدا ( ص ) به على ( ع ) فرمود : يا على در بارهء تو به من نه خصلت داده شده است : سه در دنيا و سه در آخرت و دو تا براى تو و يكى هم كه از آن بر تو مىترسم ، اما آن سه كه در دنياست ، اين است كه تو وصىّ من و جانشين من در خانواده‌ام و پرداختكنندهء بدهىهايم هستى و آن سه كه در آخرت است ، اين است كه پرچم حمد ( خدا ) به من داده مىشود و من آن را در دست تو قرار مىدهم و آدم و ذريّهء او زير پرچم من خواهند بود ، و تو در كليدهاى بهشت به من كمك مىكنى ، و من در شفاعت خود هر كس را كه دوست داشته باشى ، تو را داور قرار مىدهم ، و امّا آن دو كه براى توست ، اين است كه تو پس از من هرگز كافر و گمراه نمىشوى و امّا آن يكى كه از آن بر تو مىترسم ، نيرنگ قريش است بر تو پس از من