تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
كارها چون مشتبه گردند ، آخر آنها با اوّل آنها مقايسه مىشود « اشباه » شبيه‌ها . در بيان شبهه فرموده : « و انّما سمّيت الشبهة شبهة لانّها تشبه الحق فامّا اولياء اللَّه فضيائهم فيها اليقين . . . » خ 38 81 شبهه بدان علت شبهه ناميده شد كه شبيه حق است ، دوستان خدا نورشان در آن ، يقين آنهاست كه شبهه گمراهشان نمىكند
شتّان اسم فعل است يعنى دور شد : « اسم فعل به معنى بعد » و آن فقط دوبار در « نهج » آمده است ، در حكمت 121 فرموده : « شتّان ما بين عملين : عمل تذهب لذّته و تبقى تبعته ، و عمل تذهب مؤنته و يبقى اجره » يعنى فرق زيادى است ميان دو عمل ، عمل شرّيكه لذتّش مىرود و عذابش مىماند و عمل خيريكه فشار و زحمتش مىرود و اجرش باقى مىماند ، بزرگترين فرق ما بين اعمال خوب و بد همين است . و آنجا كه در خطبهء شقشقيّه شعر اعشى را نقل كرده و فرموده است : شتّان ما يومى على كورها و يوم حيّان اخى جابر » مشروح آن در « جبر » گذشت
شتت شتّ و شتات و شتيت : پراكندن كردن و پراكنده شدن شتّ و شتيت وصف نيز آمده است ( متفرق ) . شانزده مورد از اين كلمه در « نهج » آمده است ، در شكايت از شورشيان بصره فرموده : « فقدموا . . . على اهل مصر كلَّهم فى طاعتى و على بيعتى فشتّتوا كلمتهم و افسدوا علىّ جماعتهم و وثبوا على شيعتى فقتلوا طائفة منهم » خ 218 336 ، آمدند به شهرى كه اهل آن همگى در طاعت و بيعت من بودند ، آراء آنها را متفرّق كردند و وحدتشان را بهم زدند ، و بر بعضى از شيعيان بن شوريده و آنها را كشتند . در وقت روبرو شدن با دشمن مىگفت : « اللهم انّا نشكوا اليك غيبة نبيّنا و كثرة عدوّنا و تشّتت اهوائنا » نامهء 15 374 .
شتّى جمع شتيت است دربارهء پند گرفتن از دنيا فرموده : « ا و لستم ترون اهل الدنيا يصبحون و يمسون على احوال شتّى فميّت يبكى و آخر يعزّى و صريع مبتلى » خ 99 145 آيا نمىبينيد اهل دنيا را كه در احوال مختلف صبح و شام مىكنند ، مرده ايكه بر او گريه مىشود ، ديگرى را تسليت مىگويند و ديگرى افتاده و گرفتار است .