91 133 ، تا زمانى كه درياى ابر در آسمان به شدت حركت كرد و برق آن در اطرافش نور پاشيد ، روشنائى آن در ابر متراكمش خاموش نشد ( اللَّه اعلم ) و نيز فرموده :
« عالم السرّ من ضمائر المضمرين . . . و مسارق ايماض الجفون و ما ضمنته اكنان القلوب » خ 91 134 داناست به راز رازداران . . . و آنچه پلك چشمها دزديده بيند و آنچه پردههاى قلوب آن را پوشانده است « ايماض الجفون » روشنائى چشمهاست ، نسبت آن به پلك از آن است كه روشنائى از ميان آنها مىگذرد .
ونى ( مثل عقل و قفل ) سستى ، ضعف ، خستگى . شش مورد از آن در « نهج » آمده است چنان كه فرمايد : ميغوضترين مردان ، بندهاى است كه اگر به حرث دنيا و كار آن خوانده شود عمل مىكند و اگر به كار آخرت دعوت شود كسل مىگردد : « كانّ ما عمل له واجب عليه و كان ما ونى فيه ساقط عنه » خ 103 149 گويا آنچه براى حرث دنيا مىكند براى او واجب است و آنچه در آن ( امر آخرت ) سستى مىكند از او ساقط است . و نيز مىفرمايد : « من اطاع التوانى ضيّع الحقوق و من اطاع الواشى ضيّع الصديق » حكمت 239 هر كس از سستى اطاعت كند ، حقوق ديگران را ضايع مىكند و هر كس سخن چين را گوش كند رفيق خود را از دست مىدهد .
وهب هبه : دادن و بخشيدن به غير عوض :
« الهبة ان تجعل ملكك لغيرك به غير عوض »
شش مورد از آن در « نهج » آمده است ، مردى در محضر آنحضرت به مردى ديگر كه پسرى بر او زائيده شده بود اينطور مباركباد گفت : اين گزيده سوار بر تو مباركباد ، امام صلوات اللَّه عليه فرمود : اين طور بگو : « شكرت الواهب و بورك لك فى الموهوب و بلغ اشدّه و رزقت برّه » حكمت 354 يعنى خداى بخشنده را سپاس گذار ، بخشيده بر تو مباركباد او به كمال خود رسد و خير او روزيت گردد .
وهد ( مثل عقل ) و وهدة : زمين گود : « الارض المنخفضة » معانى ديگرى نيز دارد ولى در « نهج » نيامده است ، دو مورد از آن در كلام حضرت ديده مىشود در وصف خداوند تبارك و تعالى فرموده :
« الحمد اللَّه خالق العباد و ساطح المهاد و مسيل الوهاد و مخضب النّجاد » خ 163 232 : وهاد مثل رجال جمع وهده به معنى درهها و