عليه السلام دربارهء او چنين گويد و او را بستايد دربارهء شهادت مالك اشتر به محمد بن ابى بكر مىنويسد :
« انّ الرّجل الذى كنت ولَّيته امر مصر . . . لاقى حمامه و نحن عنه راضون اولاه اللَّه رضوانه » نامه 34 408 گويند :
« اولاه معروفا : صنعه اليه
« يعنى خداوند رضايتش را نصيب او گردانيد
در حكمت 393 فرموده :
« خذ من الدنيا ما اتاك و توّل عمّا تولَّى عنك فان انت لم تفعل فاجمل فى الطلب » از دنيا آنچه را كه بر تو روى آورده بگير و از آنچه رو گردانده روى برگردان و اگر چنان نكردى پس نيكو طلب كن .
در حكمت 441 فرمايد : « الولايات مضامير الرجال » ولايتها و حكومتها ميدانهاى مسابقهء مردان است چنان كه در مسابقه اسبها اسب قوى از ديگرى شناخته مىشود ، هكذا حقيقت انسان در حكومت معلوم مىشود كه آدم عادل و مديرى است يا نه دربارهء عثمان فرموده : « كان على الأمّه وال احدث احداثا و اوجد النّاس مقالا فقالوا ثمّ نقموا فغيّروا » خ 43 84 ، براى مردم عثمان حاكمى بود كه بدعتها به وجود آورد و مردم را وادار به انتقاد كرد ، اوّل انتقاد كردند و سپس انتقام كشيدند و حكومت را تغيير دادند .
ومأ اشاره با ابرو يا دست يا سر و مانند آن است گويند
« و ما اليه و مأ : اشار بحاجب اويد او غير ذلك »
و آن نعتى است در « أومأ » و فقط يك بار در « نهج » آمده است ، در
حكمت 403 فرموده : « و من اومأ الى متفاوت خذلته الحيل » منظور از متفاوت ، امور و اسباب مختلف است و مراد از « اومأ » اشاره و طلب مىباشد يعنى هر كس در رسيدن به مطلوب خود وسيلههاى مختلف و مخالف هم را در نظر بگيرد ، تدبيرها او را خوار مىكنند و به مقصد نمىرسانند .
ومض ( مثل عقل و شرف ) روشنائى خفيف برق آسمان ، در لغت آمده :
« ومض البرق ومضا : لمع خفيفا و ظهر »
ايماض نيز بدان معنى است
از اين مادّه فقط دو مورد در « نهج » آمده است ، دربارهء ابرها در ابتداى خلقت فرموده : « حتى اذا تمخّضت لجّة المزن و التمع برقه فى كففه و لم ينم و ميضه فى كنهور ربابه و متراكم سحابه » خ