فرمود : صبرت در آن چطور خواهد بود عرض كرد يا رسول شهادت از مواطن و مشاهد صبر نيست بلكه از مشاهد بشارت است : « ابشر فانّ الشهادة من ورائك . . . فكيف صبرك اذن فقلت يا رسول الله ليس هذا من مواطن الصبر و لكن من مواطن البشرى و الشكر » خ 156 220
وظف ( مثل عقل ) الزام :
« وظف الشىء على نفسه : الزمها ايّاه »
« وظيفه » : آنچه معين مىشود از طعام و روزى و غير آن و نيز به معنى عهد و شرط آيد
گوئى آن به معنى مفعول است يعنى ثابت و لازم شده براى انسان ، سه مورد از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء خدا و خلق فرموده :
« و انذركم بالحجج البوالغ و احصاكم عددا و وظَّف لكم مددا » خ 83 108 « مدد » ( مثل صرد ) جمع مدّت است يعنى شما را با دليلهاى رسا انذار كرده و تعداد شما را تا آخر شمرده و براى شما مدتهائى را كه در آن زندگى خواهيد كرد معيّن و مقدّر كرده است « توظيف » به معنى تعيين و تقدير مىباشد
و نيز فرمايد :
« احمده شكر الانعامه و استعينه على وظائف حقوقه » خ 190 280 خدا را براى نعمت دادنش حمد مىكنم ، و بر عمل به حقوق موظَّف و معين شدهاش از او مدد مىطلبم . « و بيّن لكم من وظائفه » خ 176
وعب ( مثل عقل ) جمع كردن . اخذ كردن :
« وعبه وعبا : اخذه اجمع و لم يدع منه شيئا »
و نيز آمده :
« اوعب الشىء ايعابا : جمعه »
وعب و ايعاب هر دو به يك معنى است دو مورد از آن در « نهج » آمده است . دربارهء علم خداوند فرموده : « عالم السرّ من ضمائر المضرين . . . و ما اوعبته الاصداف و حضنت عليه امواج البحار » خ 91 135 ، عالم است به راز رازداران و به آنچه صدفهاى دريا ( از مرواريد ) در خود جمع كرده است و آنچه امواج بحار از عنبر و مرجان و غيره در حضن و آغوش خود پرورده است .
به حسن مجتبى صلوات الله عليه مىنويسد : « و حسب سيّئتك واحدة و حسب حسنتك عشرا و فتح لك باب المتاب و باب الاستيعاب » نامهء 31 399 ، خداوند يك گناه از تو را يك گناه حساب كرده و يك حسنه را ده حسنه . و براى تو باب توبه و در وسعت قرار دادن را باز كرده است ، در بعضى سنخ « استعتاب » است به معنى عذر