تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 1108

مساهمون:

ص١١٠٨
هنأ گوارا بودن « هنىء » گوارا ، مهناء ( مثل مقعد ) : آنچه بدون مشقت به دست آيد ، پنج مورد از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء آنچه انسان از حلال و حرام جمع كرده و به اولادش گذاشته است فرمايد : « تبقى لمن ورائه ينعمون فيها و يتمتّعون بها فيكون المهناء لغيره و العب على ظهره » خ 109 160 آن اموال براى ورثه اش مىماند از آن نعمت مىبرند و لذّت مىبينند ، پس بدون مشقت و گوارا مىشود براى ديگرى و ثقل و ورزش بر پشت او .
هن ( مثل عن ) كنايه از اسم جنس است به معنى شىء گويند : « هذا هنك : اى شيئك » جمع آن « هنات » آيد ، آن سه بار در « نهج » آمده است ، دربارهء شوراى شش نفرى كه عمر بن الخطاب تشكيل داد فرمايد : « فصغا رجل منهم لضغنه و مال الآخر لصهره مع هن و هن الى ان قام ثالث القوم » خ 3 49 ، مردى از آنها ( سعد بن ابى وقّاص « به علت كينه اش از من منحرف شد و ديگرى ( عبد الرحمن بن عوف كه شوهر ناخواهرى عثمان بود ) به علت دامادى از من برگشت ، با فلان شىء و با فلان شىء ، اشاره به بعضى چيزهاست كه گفتن آنها مناسب نبود . و نيز فرموده : « و امّا الظلم الذى يغفر فظلم العبد نفسه عند بعض الهنات » خ 176 255 يعنى در بعضى از چيزهاى جزئى و كم . گويا منظور گناهان صغيره است .
هود هوادة : صلح و تمايل : « الهوادة اللين و الرفق » به يكى از عمو زادگانش كه بيت المال را دزديده بود مىنويسد : « و الله لو انّ الحسن و الحسين فعلا مثل الذى فعلت ما كانت لهما هوادة عندى » نامهء 41 414 ، به خدا اگر پسرانم حسن و حسين اين كار را مىكردند كه تو كرده اى از من ارفاقى نمىديدند .
يهوديّه قوم يهود و بنى اسرائيل معروف است و آن فقط يك بار در « نهج » آمده است ، چون مروان بن حكم در بصره اسير شد ، حضرت با شفاعت حسنين عليهما السلام او را آزاد كرد گفتند : يا امير المؤمنين آيا بيعت نكند امام فرمود : « ا و لم يبايعنى بعد قتل عثمان لا حاجة لى فى بيعة انّها كفّ يهوديّة لو بايعنى بكفّه لغدر بسبّته . . . » خ 73 102 كه معنى آن در « مرو - مروان » گذشت « كفّ يهوديّة » يعنى دست غدر و حيله است .