تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 1045

مساهمون:

ص١٠٤٥
بعد از فرو رفتن براى او شكافته مىشود ، ( نعمت بعد از كم شدن براى او زياد مىشود ) . و دربارهء قرآن فرموده : « و عيون لا ينضبها الماتحون و مناهل لا يغيضها الواردون » خ 198 314 ، « ينضبها » از باب افعال به معنى فرو بردن است يعنى قرآن چشمه هائى است كه آب كشندگان نتوانند آب آن را فرو برند ( كم كنند ) و آبشخورها و محلهاى آب برداشتن است كه آب برندگان ناقصش نتوانند كرد . و دربارهء زهد خويش فرموده : « و لادعنّ مقلتى كعين ماء نضب معينها » نامهء 45 420 مژگانم و چشمانم را از كثرت گريه مانند چشمه اى قرار مىدهم كه آب جارى آن فرو رفته است .
نضح ( مثل عقل ) برداشتن آب از نهر يا چاه گويند : « نضح البعير الماء : حمله من نهر او بئر يسقى به الزرع » « جمل ناضح » شتر آب كش به هر شتر نيز ناضح گويند ، آن فقط يك بار در « نهج » آمده است ، عثمان وقتى كه در محاصره بود ، به گوشش مىرسيد كه خلافت بعد از او مال على عليه السلام است ، لذا به حضرت سفارش كرد كه از مدينه خارج شود و به ملك خود در « ينبع » برود تا نامش در زبانها نباشد ، بعد به حضرت سفارش كرد كه به مدينه برگشته و او را يارى كند ، دفعه ديگر سفارش كرد كه خارج شود ، حضرت به عبد الله بن عباس فرمود : « يا بن عباس ما يريد عثمان الَّا ان يجعلنى حملا ناضحا بالغرب ، اقبل و ادبر بعث الىّ ان اخرج ثمّ بعث الىّ ان اقدم ثم هو الان يبعث الىّ ان اخرج و اللَّه لقد دفعت عنه حتى خشيت ان اكون آثما » خ 240 385 غرب ( مثل عقل ) دلو بزرگ است يعنى عثمان مىخواهد مرا شتر آبكشى قرار دهد كه دلو بزرگى را حمل مىكند : بيا و برو . به من سفارش كرد كه از مدينه خارج شوم ، بعد سفارش كرد كه برگردم ، امروز نيز مىگويد كه خارج شوم به خدا قسم به قدرى از او دفاع كردم كه ترسيدم گناهكار باشم .
نضد رويهم چيدن : « نضد المتاع : جعل بعضه فوق بعض » دو مورد از آن در « نهج » آمده است ، درباره طاووس فرموده : « و نضّد الوانه فى احسن تنضيد » خ 165 236 ، تنضيد مثل نضد به معنى منظم كردن و رويهم چيدن است يعنى
مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 1045 | سيد علي اكبر قرشي