جماع مىكند با آلات تناسلى خود . « ملاقح الشنئان » خ 192 باردار كنندگان عداوت . « لواقح » نيز به آن معنى است « لواقح الكبر » خ 192 باروركنندگان تكبّر
لقط ( مثل عقل ) برداشتن چيزى از زمين بدون زحمت :
« لقط الشىء : اخذه من الارض بلا تعب »
سه مورد از آن در « نهج » آمده است دربارهء اهل شام كه به صفّين آمده بودند فرموده : « جفاة طغام و عبيد اقزام جمعوا من كلّ اوب و تلقّطوا من كلّ شوب ممّن ينبغى ان يفقّه و يؤدّب . . . » خ 238 357 رجوع شود به « اوب » « تلقّطوا من كلّ شوب » از هر آميختگى گرفته شدهاند محمد عبده گويد منظور آلودگى نسب است ، ابن ابى الحديد فرقههاى مختلط گفته است .
دربارهء خودش فرموده : « و انّى لعلى الطريق الواضح القطه لقطا » خ 97 124 ، من در طريق واضح و آشكار هستم و آن را از ميان باطلها بطور مخصوص اخذ مىكنم و برمىگزينم
لقف گرفتن به سرعت :
« لقف الشىء لقفا : تناوله بسرعة »
آن فقط يك بار در « نهج » آمده است ، دربارهء كسانى كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله اخذ حديث كردهاند فرموده : « فلو علم الناس انّه منافق كاذب لم يقبلوا منه . . . و لكنّهم قالوا : صاحب رسول الله راه و سمع منه و لقف عنه فيأخذون بقوله » خ 210 326 « لقف عنه » يعنى از آن حضرت اخذ كرده است
لقم سه مورد از اين ماده در « نهج » آمده است ، دربارهء تقرّب خودش به رسول الله صلى الله عليه و آله فرموده : « و يشّمنى عرفه و كان يمضغ الشىء ثمّ يلقمنيه و ما وجد لى كذبة فى قول و لا خطلة فى فعل » خ 192 300 آن حضرت بوى خودش را به مشام من مىرسانيد ، و طعام را مىجويد و به من به طور لقمه مىخورانيد ، از من نه در كلامى دروغى شنيد و نه در كارى خطائى ديد .
دربارهء تلاش در زمان آن حضرت فرموده : « و لقد كنّا مع رسول الله صلى الله عليه و آله نقتل آبائنا و ابنائنا . . . ما يزيد ناذلك الَّا ايمانا و تسليما و مضّيا على اللقم و صبرا على مصصن الالم » خ 56 92 ، لقم ( مثل شرف ) راه بزرگ و جادّه آشكار است ، « مضض » : گزيدن است ، يعنى كشتن پدران و پسران بر ما فقط ايمان و تسليم مىافزود و نيز