« نهج » آمده است در مقام نصيحت فرموده : « اتقّوا الله فما خلق امرء عبثا فيلهو و لا ترك سدى فيلغو » حكمت 370 از خدا بترسيد ، انسان بيهوده آفريده نشده تا مشغول لهو باشد و به سر خود رها نشده تا عبثكارى كند
لغة لغات يعنى صداهائى كه هر قوم غرض خود را با آن بيان مىكنند ، به قولى آن لفظى است وضع شده براى معناى خاصّى . و اشتقاقش از « لغى يلغى » است و فقط يك بار در « نهج » يافته است در مقام توحيد فرموده : « فانظر الى الشمس و القمر و النبات و الشجر و الماء و الحجر . . . و طول هذه القلال و تفّرق هذه اللغات و الالسن . . . » خ 185 271 بنگر به خورشيد و ماه ، علف و درخت ، آب و سنگ و اين قلَّههاى بالا رفته و اين لغات و زبانهاى گوناگون كه انسانها با آن سخن گويند ، در قرآن مجيد آمده : * ( « وَمِنْ آياتِه خَلْقُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوانِكُمْ » ) * روم : 22
لفت برگرداندن :
« لفته عن كذا : صرفه عنه »
التفات : رو كردن به طرفى كه مىخواهد و نيز به معنى روگرداندن است . و آن چهار بار در « نهج » ديده مىشود ، دربارهء عيسى عليه السلام فرموده : « و لم تكن له زوجة تفتنه و لا ولد يحزنه و لا مال يلفته و لا طمع يذلَّه . . . » خ 160 227 يعنى مالى نداشته كه او را از بندگى حق باز دارد و برگرداند ، به خوارج فرمود : « فقلت لكم . . . لا تلتفتوا الى ناعق نعق ان اجيب اضلّ و ان ترك ذلّ » خ 122 179 به شما گفتم گوش ندهيد به نعرهء نعره زنى كه اگر اجابت شود گمراه مىكند ، و اگر اجابت نشود ذليل مىگردد .
در مقام نصيحت فرموده : « و تلفّت الاستغاثة بنصرة الحفدة و الاقرباء » خ 83 110 يعنى برگردانده شدن مددخواهى از اولاد و اقرباء در وقت مرگ
لفظ ( مثل عقل ) انداختن ، گويند :
« لفظ ريقه : رمى به »
يعنى آب دهانش را انداخت . كلام را از آن لفظ گويند كه از دهان بيرون انداخته مىشود ، مواردى از آن در « نهج » آمده است به عثمان بن حنيف فرماندار بصره مىنويسد : « فانظر الى ما تقضمه من هذا المقضم فما اشتبه عليك علمه فالفظه و ما ايقنت بطيب وجوهه فنل منه » نامهء 45 417 نگاه كن به آن چه مىخورى از اين خوردنى ( رجوع شود به قضم ) آنچه حليّت