تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 794

مساهمون:

ص٧٩٤
و لا تغيرون و تغزون و لا تغزون » خ 27 70 ، به شما شبيخون زده مىشود و شما شبيخون نمىزنيد ، مورد جنگ واقع مىشويد ولى جنگ نمىكنيد . و در همان محل به يارانش فرمايد : « و تخاذلتم حتّى شنّت عليكم الغارات و ملكت منكم الاوطان » ذلت اختيار كرديد ، تا حمله‌ها از هر جانب به شما روى آورد و شهرهايتان اشغال گرديد اغوار : جمع غور به معنى نشيب و گودى است ، آن حضرت در نامه 62 454 كه به معاويه نوشته قول شاعر بنىاسد را شاهد آورده كه گويد : مستقبلين رياح الصيف تضربهم بحاصب بين اغوار و جلمود استقبال كنند بادهاى تابستانى را كه مىزنند آنها را با سنگريزه‌ها ميان دشتهاى نشيب و سنگهاى سخت . « غيران » جمع غار ، در رابطه با علم خداوند فرموده : « و منقمع الوحوش من غير ان الجبال و اوديتها و مختباء البعوض بين سوق الاشجار و الحيتها » خ 91 134 و عالم است به محل پنهان شدن وحوش در غارهاى كوه‌ها و درّه‌هاى آنها و عالم است به مخفيگاه پشه‌هاى ريز ميان ساقه‌هاى درختان و پوستهاى آنها .
غوص فرو رفتن در آب . راغب گويد : فرو رفتن در آب و بيرون آوردن چيزى و آن دو بار در « نهج » آمده است در رابطه با معرفت خداوند فرموده : « الذى لا يدركه بعد الهمم و لا يناله غوص الفطن » خ 1 1 خدائى كه همّتهاى عالى كند ذاتش را درك نتواند كرد و انديشه ژرف و عميق زيركان به حقيقت ذاتش نتواند رسيد غوص فرو رفتن و انديشه كردن است « غائص الفهم » حكمت 31 فهم و درك عميق
غوط غائب شدن . غاط الرجل فى الوادى : « غاب فيه » به معنى كندن و وارد شدن نيز آمده است « غائط » زمين گود و مطمئن و چون عرب براى قضاى حاجت به چنان محل مىرفتند به همان مناسبت به مدفوع غائط گفته شده . و آن فقط دو بار در « نهج » آمده است ، آن حضرت به خوارج فرمود : « فانا نذير لكم ان تصبحوا صرعى باثناء هذا النهر و باهضام هذا الغائط » خ 36 80 من شما را مىترسانم از اينكه به صورت كشته‌ها در اثناء اين رودخانه و در بطون اين درّه ( اين گودال بزرگ ) افتاده باشيد دربارهء قرآن فرموده : « فهو معدن الايمان و بحبوحته . . . و اودية الحق و غيطانه » خ