تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 766

مساهمون:

ص٧٦٦
الاود « حكمت 202 فرمود : نه بلكه شما شريك من هستيد . در نيرو بخشيدن و يارى از شما خواستن و دو ياريد به هنگام عاجز ماندن و سختى
عانه كلَّهء خران وحشى . دربارهء فتنه‌هاى بعد از خود فرموده : « و من سعى فيها حطمته يتكادمون فيها تكادم الحمر فى العانة » خ 151 210 هر كس در آن تلاش كند خوردش نمايد ، در آن فتنه يكديگر را به دندان مىخايند مانند خران وحشى كه در رمه و كله جمع شوند ، صلوات خدا بر تو باد اى خلَّاق سخن
عوه عاهه : آفت و آسيب و آن يك بار در « نهج » ديده مىشود به امام حسن عليه السلام مىنويسد : « فانّما اهلها كلاب عاوية . . . يأكل عزيزها ذليلها . . . سروح عاهة بواد وعث ليس لها راع يقيمها و لا مسيم يسيمها » نامهء 31 400 دنيا پرستان سگان عوعوكنانند ، . . . نيرومندشان ناتوان را طعه خود سازد شتران آفت زده‌اند در بيابان سخت گذر ، نه شبان دارند كه به كارشان رسد و نه چراننده اى كه به چراشان برد
عوى عىّ و عوّه : پارس كردن سگ و گرگ . دربارهء اهل دنيا فرموده : « اهلها كلاب عاوية » نامهء 31 400 كه در « عوه » گذشت يعنى دنيا پرستان سگهاى عوعوكنانند
معاويه اين كلمه به معنى توله سگ عوعوكننده است در اقرب الموارد آمد : « المعاوية : الكلبة و جرو الثعلب » يعنى معاويه توله سگ و بچّهء روباه را گويند . الحق ابو سفيان نام مناسبى به پسر شومش گذاشته است . معاوية ابن ابى سفيان عليه لعائن الله ، نام شومش سيزده بار در « نهج » آمده است شش بار در خطبه‌ها و هفت بار در نامه‌ها ، در خ 200 318 فرموده : « و الله ما معاوية بادهى منّى و لكنّه يغدر و يضجر و لو لا كراهية الغدر لكنت من ادهى الناس . . . و لكلّ غادر لواء يعرف به يوم القيامة » به خدا قسم معاويه از من زيركتر نيست و او حيله گر است و غدّار ، اگر حيله گرى بد نبود من از زيركترين مردم بودم . . . براى هر غدّار حيله گر پرچمى در قيامت بالاى سرش خواهد بود كه با آن شناخته خواهد شد .