تسلَّطش قوى ، منارش بلند لرزاندنش دشوار است « مثار » مصدر است به معنى غبار بلند كردن منظور از بين بردن دين است يعنى با اثبات است از بين بردن آن امكان ندارد
عوص عمرو بن عاص كه در « عمر » گذشت و آن فقط يك بار در « نهج » آمده است كه دربارهء حكمين فرمود : « فادفعوا فى صدر عمرو بن العاص بعبد الله بن العباس » خ 238 358
عوض ( بر وزن قول و عنب ) مصدر و اسم هر دو آمده است عوض دادن و عوض « اعتياض » عوض خواستن و اخذ عوض . « اوّل عوض الحليم من حلمه ان الناس انصاره على الجاهل » حكمت 206 ، اوّلين عوض آدم عاقل آنست كه مردم در برابر نادان ، يار او هستند
عوق عوق و تعويق : بازداشتن و منصرف كردن گويند :
عاقه عن كذا عوقا : حبسه و صرفه «
آن فقط يك بار در « نهج » آمده است كه به معاويه نوشته است : « كلَّا و الله لقد يعلم الله المعوّقين منكم و القائلين لاخوانهم هلَّم النيا » نامهء 28 388 ، خدا مىداند كسانى را كه از قتال ( و حقيقت ) باز مىدارند و به امثال خود مىگويند به طرف ما بيائيد
عيوّق ستاره اى است سرخ رنگ و روشن ، بر جانب راست كهكشان كه پس از « ثريّا » درآيد و آن را عيوّق نامند گوئى نگهبان ثريّا است و آن فقط يك بار در « نهج » آمده است به معاويه كه شام را از آن حضرت مىخواست نوشته است : « و ترقّيت الى مرقبة بعيدة المرام نازحة الاعلام ، تقصر دونها الانوق و يحاذى بها العيّوق » نامهء 65 456 ، جائى را براى خود در نظر گرفته اى كه رسيدن بدان دشوار است و نشانه هايش دور و ناپايدار ، عقاب رسيدن به آن نتواند و در بلندى همپايهء عيّوق است ، اين عبارات كه از آن حضرت در جهان مانده شايد از رسيدن به خلافت ارزشش بيشتر باشد
عول جور و ميل از حق ، « عيل » فقر و احتياج عائل : فقير ، « عيال » نانخورها كه به تأمن احتياج دارند اين دو معنى در « نهج » يك جا بررسى مىكنيم