تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨
آثار آمده است . امّا در عقيدهء حق شيعه آن حضرت در سال 255 هجرى به دنيا آمده و الآن زنده است چنان كه روايات اهل سنت نيز بدان دلالت دارد ابن ميثم رحمه اللَّه فرموده : « الاشارة فى هذا الفصل الى وصف الامام المنتظر فى آخر الزمان الموعود فى الخبر و الاثر » و دربارهء آيندهء اهل بيت فرموده : « لتعطفنّ الدنيا علينا بعد شماسها عطف الضروس على ولدها » حكمت 209 ، معنى آن در شماس گذشت در حكمت 247 فرموده : « الكرم اعطف من الرحم » يعنى انسان كريم و بزرگوار در احسان به انسان بالاتر از قرابت ميل مىكند ، محمد عبده گويد : « و هى كلمة من اعلى الكلام »
عطف جانب و طرف : « عطفا الرجل : جانباه » در خطبهء شقشقيّه در رابطه با هجوم مردم براى بيعت فرموده : « فما راعنى الَّا و الناس كعرف الضبع الىّ ينثالون علىّ من كلّ جانب حتى لقد وطىء الحسنان و شقّ عطفاى » خ 3 49 ، منظور از « عطفاى » دو طرف بدن آنحضرت است يعنى بازوها و شانه‌هاى من خراش برداشت و در روايتى نقل شده « و شقّ عطافى » يعنى رداى من پاره شد ، معناى آن در « شقق » گذشت « اعطافهم » در ح 192 به معنى « اطرافهم و جوانبهم » است .
عطل عطالت : خالى شدن . تعطيل خالى كردن و فارغ كردن : « عطلّ الشىء : فرّغه و اخلاه » و نيز در لغت آمده : « التعطيل : التفريغ » نه مورد از آندر « نهج » آمده است ، دربارهء قيام خويش فرموده : « اللهم انّك تعلم انه لم يكن الذى كان منّا منافسة فى سلطان . . . و لكن لنرد المعالم من دينك . . . و تقام المعطَّلة من حدودك » خ 131 189 منظور حدود تعطيل و خالى شده است
عطاء عطاء و عطيّه : بذل ، احسان ، صله و مطلق دادن چيزى و آن به طور گسترده در « نهج » آمده است ، در حكمت 232 فرموده : « من يعط باليد القصيرة يعط باليد الطويلة » هر كه با دست كوتاه احسان كند با دست بلند ( خدا ) احسان كرده مىشود تعاطى : تناول و اخذ كردن . استعطاء : عطا خواستن دربارهء اهل بيت عليهم