باب العين
عبء به كسر اوّل : ثقل و سنگينى ، آماده كردن نيز گفتهاند و آن چهار بار در « نهج » آمده است ، دربارهء انسان مختصر فرموده : « و يتذّكر اموالا جمعها ، غمض فى مطالبها . . . و اشرف على فراقها . . . فيكون المهنّا لغيره و العبء على ظهره » خ 109 160 براى ديگران گوارا مىشود ولى ثقل و گناه بر اوست .
آن به معنى وصف ( ثقيل ) نيز آيد چنان كه فرموده : « من العبء المحمول عليها . . . » خ 91 133 ، از چيز ثقيليكه بر آن حمل شده است
جمع آن اعباء به معنى اثقال است ، در مقام موعظه فرموده : « و تدبّروا احوال الماضين من المؤمنين قبلكم كيف كانوا فى حال التمحيص و البلآء الم يكونوا اثقل الخلائق اعباء و اجهد العباد بلاء » خ 192 296 ، يعنى آيا آنها سنگينترين مردم از جهت امتحانها نبودند « اعباء » ظاهرا امتحانهاى سنگين بنى اسرائيل است و نيز : « بثقل اعبائها » خ 91
عبّ نوشيدن :
« عبّ الماء عبّا : شربه »
عباب : بالا رفتن مثل بالا رفتن موج :
« عبّ البحر عبابا : ارتفع و كثر موجه »
آن سه بار در نهج آمده است در بارهء خلقت آسمانها فرموده : « تردّ اوّله الى آخره و ساجيه الى مائره حتى عبّ عبابه و رمى بالزبد ركامه » خ 1 41 ، باد اوّل آب را بآخرش برمىگردانيد و ايستاده اش را بر متحرّكش مىانداخت تا ارتفاعش بالا آمده ، و متراكمش كف انداخت .
در تهديد طلحه و زبير و پيروان آنها فرمود : « و ايم الله لافرطنّ لهم حوضا انا ماتحه لا يصدرون عنه برىّ و لا يعبّون بعده فى حسى » خ 137 195 ، يعنى به خدا قسم حوضى براى آنها پر مىكنم كه آبكش و ساقى آن خودم هستم از آن حوض با سيرابى بر نمىگردند ( زيرا كه آن ، حوض مرگ است ) و بعد از آن حوض ، از غديرى آبى به سر نمىكشند ( چون مرده و از بين رفتهاند ) عبارت بسيار تحيّر آورى است صلوات خدا بر تو اى مولا ، رجوع شود به « حسى »