465 ، مشروح آن در « ر ب ب » يا « سبط » گذشت .
سلع سلعه به كسر اول متاع و آنچه با آن تجارت مىشود . جمع آن سلع ( بر وزن عنب ) است و آن سه بار در « نهج » آمده است ، در رابطه با جهّال فرموده : « الى اللَّه اشكو من معشر يعيشون جهّالا . . . ليس فيهم سلعة ابور من الكتاب اذا تلى حقّ تلاوته و لا سلعة انفق بيعا . . . اذا حرّف عن مواضعه » خ 17 ، 60 ، به خدا شكايت مىكنم از گروهى كه جاهل زندگى مىكنند ، پيش آنها كسادتر از قرآن چيزى نيست چون به حق خوانده شود و معانيش درست درك شود و رواجتر از آن چيزى نيست آنوقت كه معانيش تحريف شود ، همين مطلب و لفظ در خ 167 ، 204 تكرار شده است .
سلف ( بر وزن شرف ) گذشته و گذشتن ، مصدر و اسم هر دو آمده است .
اسلاف : گذراندن . بيست و يك مورد از اين ماده در « نهج » آمده است . به زياد بن ابيه آن وقت كه در خدمت آن حضرت بود مىنويسد : « فدع الاسراف مقتصدا . . . و انّما المرء مجّزى بما اسلف و قادم على ما قدّم و السلام » نامه 21 ، 377 ، از اسراف به پرهيز ، اهل اقتصاد و ميانه رو باش . . . انسان با عملى كه كرده و گذرانده مجازات مىشود و مىآيد بر آنچه كرده است . سلف و اسلاف انسان پدران و اقوام گذشته اوست به معاويه مىنويسد : « و لبئس الخلف خلف يتبع سلفا هوى فى نار جهنّم » نامهء 17 ، 375 ، بد جانشينى است جانشينى كه پيرو پدر گذشته اى است كه در آتش افتاده است « سالف و سالفه » گذشته چنان كه در خ 165 و 182 آمده است .
سلك به فتح اوّل داخل شدن و داخل كردن . اسلاك فقط داخل كردن است « مسلك » اسم مكان است محل داخل شدن « سالك » داخل شونده بيست و دو مورد از اين كلمه در كلام حضرت آمده است « ايها الناس من سلك الطرين الواضح دخل الماء و من خالف وقع فى التيه » خ 201 ، 319 داخل شدن در راه و رفتن در آن را نيز سلك گويند دربارهء رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرموده : « و لقد قرن اللَّه به من لدن ان كان فطيما اعظم ملك من ملائكته يسلك به طريق المكارم » خ 192 ، 300 از روزيكه آن حضرت از شير بريده شد ، خداوند يكى از بزرگترين ملائكه خويش را قرين او