اوصاف خدا در تعجب شدند ، ابو اسحاق سبيعى كه از اصحاب آن حضرت بود به حارث اعور گفت : آيا اين خطبه را حفظ نكردى حارث فرمود : آن را نوشتم ، آنگاه حارث اعور آن را از روى نوشتهء خودش بر ما خواند ، و آن خطبه چنين شروع مىشود : « الحمد للَّه الذى لا يموت و لا تنقضى عجائبه لانّه كلّ يوم فى شأن . . . » ( 1 ) زيد بن وهب جهنى رحمه اللَّه كه از اصحاب كبار آنحضرت بود ، خطبههاى آن بزرگوار را مىنوشت ، در اينكه زيد بن وهب از اصحاب آنحضرت بود و در صفيّن و نهروان و غيره در ركاب آن حضرت شمشير مىزد كسى شك نكرده است ، نصر بن مزاحم در كتاب صفين در هشت مورد از او نام مىبرد كه با آن حضرت در صفين بود و خطبههاى او را مىشنيد ، ابن حجر در « اسد الغابه » ج 2 صفحه 242 گويد « زيد بن وهب . . . من كبار التّابعين سكن الكوفه و صحب على بن ابى طالب » عليه السلام ، همين زيد بن وهب از خطبههاى حضرت كتابى نوشته بنام « خطب امير المؤمنين على المنابر فى الجمع و الأعياد و غيرها » مرحوم صاحب الذريعة در ج 7 صفحهء 189 مشروحا آن را نوشته است ، مرحوم شيخ طوسى در فهرست فرمايد : « زيد بن وهب له كتاب خطب امير المؤمنين عليه السلام على المنابر و الجمع و الاعياد و غيرها » يعنى خطبه هائيكه آن حضرت در منبرها و جمعهها و اعياد و در سائر جاها خوانده است . پس معلوم مىشود كه هم خود حضرت و هم اصحابش به نوشتن خطبهها عنايت داشتهاند ، گذشته از آن عدّهء زيادى در آن روزگار خطبههاى امام عليه السلام را حفظ مىكردند ، نه تنها خطبههاى آن حضرت را حفظ مىكردند ، بلكه قصائد شعراء و سورههاى قرآن و احاديث را حفظ مىكردند ، مثلا كسى بود كه ده خطبهء آنحضرت و كسى بيست خطبهء آن حضرت را و هكذا ، حفظ بودند . چنان كه : ابن شهر آشوب ، در « مناقب » مقدارى از خطبههاى آن حضرت را نقل مىكند كه در نهج البلاغهء كنونى نيست مثل خطبههاى « اللؤلؤة - الافتخار - الدرّة اليتيمة - الاقاليم - الوسيلة - الطالوتيّة - القبيصة - السلمانيّة - الناطقه - الدامغة - الفاضحة » آنگاه از بعضى خطبههاى ديگر كه در نهج البلاغه نيز آمده ياد مىكند ،
مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 3
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٣
هامش
( 1 ) . بحار ج 4 ، 265 .