و در ابتداى نامهها مىفرمايد : « باب المختار من كتب مولانا امير المؤمنين عليه السلام و رسائله الى اعدائه و امراء بلاده . . . » و پيش از شروع به نقل كلمات حكمت آميز مىگويد : « باب المختار من حكم امير المؤمنين عليه السلام . . . » يعنى اينها آن قسمتهائى است كه من انتخاب و اختيار كردهام .
مسعودى در مروج الذهب ج 2 صفحه 45 تحت عنوان « ذكر لمع من كلامه . . . » مىنويسد : مردم چهار صد و هشتاد و اندى خطبه از آن حضرت حفظ كرده بودند كه بالبداهه ايراد مىفرمود و مردم آنها را از حافظه و از روى نوشته به يكديگر مىدادند : « و الذى حفظ الناس عنه من خطبه فى سائر مقاماته اربعمائة خطبة و نيّف و ثمانون خطبة يوردها على البديهة تداول الناس عنه قولا و عملا ، و » سبط ابن جوزى « در تذكرة الخواص » صفحه 114 الباب السادس مىنويسد : سيّد شريف ابو الحسن حسينى به من خبر داد كه شريف مرتضى فرموده : چهار صد خطبه از خطبههاى امير المؤمنين عليه السلام به من رسيده است .
نوشتن و حفظ خطبههاى آن حضرت
مىپرسند : اين همه خطبهها كه امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه در مواقع مختلف ايراد مىفرمود چطور در يادها ماند و چرا از بين نرفت و فراموش نشد جواب آن است كه بسيارى از خطبههاى آن حضرت توسط اشخاص نوشته مىشد و بسيارى را نيز مردم حفظ مىكردند ، چنان كه از كلام مسعودى نقل شد . مثلا مرحوم كلينى در كافى از اصبغ بن نباته نقل كرده كه گويد : امير المؤمنين عليه السلام در خانه اش و يا در قصر كوفه كه ما جمع شده بوديم خطبه اى بر ما خواند بعد فرمود : همان خطبه را نوشته و بر مردم بخوانند ( 1 ) در بحار از توحيد صدوق نقل مىكند كه حارث اعور فرمود : روزى بعد از عصر ، امير المؤمنين عليه السلام خطبه اى در وصف خداوند تعالى خواند كه مردم از عظمت و حسن
هامش
( 1 ) . اصول كافى ج 2 صفحهء 49 و بحار ج 65 صفحهء 349 .