گرفتن . ديگرى به معنى ريسمانها . چنان كه فرموده : « و قد علمتم انّه لا ينبغى ان يكون الوالى . . . المرتشى فى الحكم فيذهب بالحقوق و يقف بها دون المقاطع » خ 131 ، 189 ، مىدانيد كه نبايد والى مردم ، در قضاوت رشوه گير باشد و حقوق را از بين ببرد و آنها را در حدود غير خدائى آورد .
پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله و پس از تمام شدن بيعت براى ابى بكر در نهى از ايجاد آشوب فرمود : اگر سخن گويم گويند بر حكومت حريص است و اگر ساكت باشم گويند : از مرگ مىترسد . . . به خدا قسم پسر ابى طالب با مرگ مأنوستر است از طفل با پستان مادرش : « بل اندمجت على مكنون علم لو بحت به لاضطربتم اضطراب الارشيّة فى الطوىّ البعيدة » خ 5 ، 52 يعنى : بلكه پيچيده شدهام با علمى كه اگر آن را بيان كنم مضطرب مىشويد مانند اضطراب و لرزيدن ريسمانها در چاههاى عميق . « ارشيّه » جمع رشاء - به كسر اوّل - به معنى ريسمان و « طوىّ » جمع طوّيه به معنى چاه است .
رصد ( بر وزن عقل و شرف ) مراقبت كردن . چيزى را زير نظر گرفتن ( كمين كردن ) وصف نيز آمده به معنى مراقب و كمين كننده . مرصد و مرصاد : اسم مكان است به معنى كمينگاه و مراقبتگاه ، ده مورد از اين ماده در « نهج » آمده است دربارهء حفظ اعمال فرموده : « اعلموا عباد الله انّ عليكم رصدا من انفسكم و عيونا من جوارحكم و حفّاظ صدق يحفظون اعمالكم و عدد انفساكم » خ 157 ، 222 بدانيد بندگان خدا كه شما را مراقبى هست از خودتان و جاسوسانى از اعضائتان و نگهدارندگان راست كه اعمال و عدد نفسهاى شما را حفظ مىكنند . دربارهء محرمّات قرآن فرموده : « و مباين بين محارمه من كبير اوعد عليه نيرانه او صغير ارصد له غفرانه » خ 1 ، 45 يعنى تفاوت گذاشته شده است ميان محارم قرآن ، گناه كبيرايكه خدا به آن وعدهء آتش داده ( مانند قتل نفس و اكل مال يتيم ) و صغيره ايكه آماده كرده براى آن غفرانش را « ارصد » : آماده كرد . و نيز فرمايد : « و لئن امهل اللَّه الظالم فلن يفوت اخذه و هو له بالمرصاد على مجاز