تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
« ذمام » نيز بمعنى عهد است چنان كه در خ 192 ، 292 آمده « و الوفاء بالذمام »
ذنب ( بر وزن عقل ) گناه . راغب گويد : ذنب ( بر وزن شرف ) دم حيوان و غيره است . ذنب بر وزن عقل در اصل بمعنى گرفتن دم حيوان و غيره است ، هر كارى كه عاقبتش وخيم باشد آن را ذنب بر وزن عقل گويند زيرا كه جزاى آن مانند دم حيوان در آخر است از اين ماده بيست مورد در « نهج » آمده است : « ترك الذنب اهون من طلب المعونة » حكمت 170 و نيز فرموده : « ما اهمّنى ذنب امهلت بعده حتى اصلَّى ركعتين و اسئل اللَّه العافية » حكمت 299
ذنب ( بر وزن شرف ) دم حيوان و غيره كه چهار بار در « نهج » آمده . دو بار دربارهء دم طاوس در خ 165 و كلام ذيل را ظاهرا دربارهء مهدى موعود صلوات اللَّه عليه فرموده : « فهو مغترب اذا اغترب الاسلام و ضرب بعسيب ذنبه و الصق الارض بجرانه ، بقيّة من بقايا حجّته خليفة من خلائف انبيائه » خ 182 ، 263 .
« عسيب » بيخ و اصل دم حيوان . « جران » مقدم گردن شتر را گويند ما بين محل ذبح و نحر . يعنى او عليه السلام با اسلام است . چون اسلام غريب شود و اصل دمش را بر زمين زند ( خسته شود ) و گردنش را بر زمين بچسباند ، او نيز غريب مىشود ، او بقيّه ايست از بقاياى حجتهاى خداوند و جانشينى است از جانشينان پيامبرانش . و نيز فرموده : « ضرب يعسوب الدين بذنبه . . . » غريب 1 كه در « خرف » گذشت .
ذهب ذهاب : رفتن ، با باب افعال و لفظ « باء » متعدى مىشود در حكمت 228 فرموده : « و من اتى غنيّا فتواضع له لغناه ذهب ثلثا دينه » موارد زيادى از اين ماده در « نهج » آمده است . « مذهب » اعتقاداتى است كه به طرف آنها مىروند يعنى عقيده پيدا مىكنند ، اكثر استعمالش در اديان است ، در مطلق آراء نيز به كار مىرود . دربارهء آدم جاهل فرموده : « لا يحسب العلم فى شىء ممّا انكره و لا يرى انّ من وراء ما بلغ مذهبا لغيره » خ 17 ، 60 ، يعنى در آنچه انكار كرده علمى گمان نمىكند و در غير آنچه به آن رسيده است مذهبى و رأيى به غير خودش نمىبيند جمع آن مذاهب است نظير :