ست به هر دو معنى گذشته . كه در خ 91 ، 126 آمده ، و جمع خطر ، خطرات آيد چنان كه در خ 91 ، 125 ديده مىشود « من خطرات الوساوس »
خطَّ نوشتن و نوشته . اسم و مصدر هر دو آمده است ،
« خطَّ بالقلم و غيره خطَّا : كتب »
و نيز به معنى راه دراز « الطريقة المستطيلة » آيد از اين كلمه 9 مورد در « نهج » آمده است دربارهء اينكه قرآن مفسّر لازم دارد فرموده : « هذا القرآن انّما هو خطَّ مستور بين الدفّتين لا ينطق بلسان و لا بد له من ترجمان » خ 125 ، 182
« خطه » - به ضم اوّل - قصّه . كار . خصلت . دربارهء فتنهء بنى اميه فرموده : « انّها فتنة عمياء مظلمة عمّت خطتها و خصّت بليّتها » خ 93 ، 137 آن فتنهء كور و تاريكى است كه كارش فراگير همه است ولى به اهل بيت خصوصيت خاصّى دارد .
« خطَّه » به كسر اول - زمين كه انسان براى خود مخطوط و محدود مىكند چنان كه در قبالهء شريح آمده : « و خطَّة الهالكين » نامهء 3 ، 365 « مخّط » : محل خط كشيده شده « فكانّ كلّ امرء منكم قد بلغ من الارض منزل و حدته و مخطَّ حفرته » خ 157 ، 222
خطف ربودن .
راغب گويد : خطف و اختطاف : به سرعت اخذ كردن است
در لغت آمده :
« خطفه خطفا : استلبه بسرعة »
از اين ماده سه مورد در « نهج » آمده است ، آنحضرت به يكى از عموزادگانش كه بيت المال را دزديده و به مكه فرار كرده بود مىنويسد : « و اختطفت ما قدرت عليه من اموالهم المصونة لاراملهم و ايتامهم اختطاف الذئب الازلّ دامية المعزى الكسيرة » نامه 41 ، 413 ، يعنى ربودى اموال مسلمانان را كه براى زنان بيوه و يتيمان انبار شده بود ، مانند ربودن گرگ چالاك بز مجروح پا شكسته را . « دامية » : مجروح .
ايضا فرموده : « و لو اراد الله ان يخلق آدم من نور يخطف الابصار . . . لفعل » خ 192 ، 286
خطل بر وزن شرف كه در قرآن نيامده به معنى اقبح الخطاست .
« الخطل : المنطق الفاسد و الكلام الفاسد و افحش »
از اين ماده دو مورد در « نهج » يافته است ، در رابطه با اغواء شيطان فرموده : « فننطر باعينهم و نطق بالسنتهم فركب بهم الزلل و زيّن