تكسب با عفت بهتر است از ثروتمندى با ظلم و بدكارى .
حرق سوزاندن . ثلاثى آن مانند باب افعال و تفعيل متعدى آمده است . شش مورد از آن در « نهج » ديده مىشود دربارهء سردى فرموده است : « . . . اوّله يحرق و آخره يورق » حكمت 128 ، اوّلش مىسوزاند و آخرش مىروياند ، تفصيل آن در « برد » گذشت .
« حريق » سوزان . در تعريف مالك اشتر فرموده است : اى اهل مصر به سوى شما فرستادم مردى را كه در روزهاى ترس و واهمه نمىخوابد و بر كفار از آتش سوزان شديدتر است « اشدّ على الكفّار من حريق النّار » نامهء 38 ، 411 . و در خ 183 ، 267 فرموده : آيا مىبينيد يكى از شما ناله مىكند از خاريكه در پايش مىخلد و از افتادنى كه زخمىاش مىكند و از ريك سوزانى كه او را مىسوزاند « و الرمضاء تحرقه » چطور است حال او كه ميان دو پرده آتش باشد
نعوذ بالله .
حرك حركت ضدّ سكون ، و آن انتقال جسم است از مكانى به مكانى و از حالى به حالى . و آن نوزده بار در « نهج » آمده است ، در رابطه با خودش فرموده : « فقمت بالامر حين فشلوا و تطلَّعت حين تقبّعوا . . . كالجبل لا تحرّكه القواصف و لا تزيله العواصف » خ 37 ، 81 ، قيام به امر كردم آنگاه كه قوم سست شدند ، و آشكار شدم آنگاه كه مخفى شدند . . . مانند كوه كه طوفانهاى شكننده حركتش نتواند داد و بادهاى سخت از جايش نتواند كند .
حراك حركت . دربارهء رحلت خويش فرموده : « و ستعقبون منّى جثّه خلاء ساكنة بعد حراك و صامتة بعد نطوق » خ 149 ، 207 به زودى از من بر شما خواهد ماند جسدى خالى از روح و آرام بعد از حركت و ساكت بعد از گويا بودن .
حرم حرام : ممنوع . ضدّ حلال
« حرمه الشىء : منعه منه »
و نيز به معنى ممتنع آيد .
« حرم عليه الشىء : امتنع عليه فعله »
از اين ماده به طور وفور در « نهج » يافته است كه به بعضى اشاره مىشود آنحضرت به ابو موسى اشعرى مىنويسد : « فانّ الشقّى من حرم نفع ما أوتى من العقل و التجربة » نامهء 78 ، 466 .