« فهم جيرة لا يجيبون داعيا . . . ان جيدوا لم يفرحوا و ان قحطوا لم يقنطوا ، جميع و هم آحاد » خ 111 ، 166 ، آنها همسايگانند ولى دعوت كننده اى را جواب نمىدهند ، اگر باران داده شوند شاد نمىگردند و اگر به قطحى افتند نا اميد نمىشوند . مجتمعند ولى تنها تنها . « جيدوا » ماضى مجهول از جود به معنى باران است . « يجود بنفسه » خودش را يا روحش را بذل مىكند يعنى مىميرد ، دربارهء مردم دنيا فرموده : « يصبحون و يمسون على احوال شّتى فميّت يبكى و آخر يعزّى و صريع مبتلى و عائد يعود و آخر بنفسه يجود » خ 99 ، 145 صبح و شام مىكنند در احوال مختلف مرده ايكه بر آن گريه مىشود ، ديگرى را تسليت مىگويند . يكى نقش بر زمين و گرفتار ، و عيادت كننده اى كه مريض را عيادت مىكند و ديگرى كه روح خودش را بذل مىكند . « جيّد » خوب . ضدّ ردّى ، جمع آن جياد است ، در بارهء آزاد بودن انسانها فرموده : « و خلَّوا لمضمار الجياد و روّية الارتياد » خ 83 ، 109 ترك شدهاند براى ميدان اسبان اصيل و اعمال فكر براى رسيدن به مراد و نيز در نامهء 29 آمده است .
جور اصل جور به معنى انحراف از اعتدال است :
« جار جورا : مال عن القصد »
ظلم را بدان علت جور گفتهاند كه انحراف از عدل است . « جار » همسايه :
« الجار : المجاور فى السكن »
« جوار » به معنى عهد و امان و نيز به معنى آب كثير است . از اين ماده حدود شصت مورد در « نهج » آمده است در رابطه با تيولها و حاتم بخشيهاى عثمان فرموده : « و الله لو وجدته قد تزوّج به النساء و ملك به الاماء لرددته فانّ فى العدل سعة و من ضاق عليه العدل فالجور عليه اضيق » خ 15 ، 57 به خدا قسم اگر آن تيول را پيدا كنم كه با آن زنان تزويج شده و كنيزان خريدارى گشته است به بيت المال بر مىگردانم ، چون در عدالت وسعت است ، هر كس عدالت بر او تنگ آيد ، ظلم بر وى تنگتر خواهد بو .
جائر منحرف از عدل . ( ظالم ) آنحضرت به عثمان در حالى كه در محاصره بود فرمود : « و انّ شرّ الناس عند الله امام جائر ضلّ و ضلّ به » خ 163 ، 235 بعد از ضربت خوردن در وصيت خويش فرمود : « و انّما كنت جارا جاوركم بدنى