آشكار را با مشتبه ، خشكى را با رطوبت و حرارت را با سردى ، ضدّ و مخالف هم كرد ، همچنين است « بلَّة » در خ 1 ، 42 .
بالَّة اسم فاعل است يعنى رطوبت دهنده مانند باران و غيره چنان كه به مالك اشتر دربارهء رعيت مىنويسد : « فان شكوا ثقلا او علَّة او انقطاع شرب او بالَّة او احالة ارض . . . خفّفت عنهم بما ترجو ان يصلح به امرهم » نامهء 53 ، 436 ، اگر شكايت كردند از زيادى خراج و يا از آفت سماوى و يا از قطع آب نهرى و يا از نبودن باران و رطوبت و يا فاسد كردن زمين تخم را . . . به آنها از خراج تخفيف مىدهى به حدّى كه اميد دارى كارشان اصلاح شود ، صلوات و سلام خدا بر تو باد اى على ، اى امير المؤمنين و اى انسانيكه روحش با روح جامعه اش آميخته بود ، حيف كه جنايتكاران نگذاشتند جامعه از تو بهره مند شود .
بلول ( بر وزن عقول ) شفا يافتن . در موعظه انسان فرمايد : « اما من دائك بلول ام ليس من نومتك يقظة » خ 223 ، 344 آيا از دردت شفا يافتنى و يا از خوابت بيدار شدنى نيست ، اين لفظ با مشتقاتش جمعا هفت بار در « نهج » آمده است .
بلى بلو با واو به معنى اختيار و امتحان است
« بلاه بلوا و بلاء : جرّبه و اختبره »
و « بلى » با ياء به معنى كهنه شدن ايد ، گويند :
« بلى الثوب بلى و بلاء : خلق »
در نهج البلاغه از هر دو ماده آمده است چنان كه در رابطه با اهل بيت عليهم السلام فرموده است : « ايّها الناس خذوها عن خاتم النبييّن صلى الله عليه و آله و سلَّم : انّه يموت من مات منّا و ليس بميّت و يبلى من بلى منّا و ليس ببال » خ 87 ، 120 مردم اين كلمه را از رسول الله ص ياد بگيريد كه فرمود آنكه از ما اهل بيت بميرد مرده نيست و آنكه از ما مىپوسد ، پوسيده نيست ، ظاهرا اشاره بآيهء * ( ( وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا ) ) * است ابن ميثم فرموده : « اتفقّت عليه كلمة العلماء و نطقت به البراهين العقلَّية انّ اولياء الله لا يموتون و لا يبلون و ان بليت اجسادهم » و دربارهء امتحان فرموده : « و ما ابتلى الله احدا به مثل الاملاء له » حكمت 116 خداوند هيچ كس را با مثل مهلت دادن نيازموده است ، باز فرموده است : « من قصّر فى العمل ابتلى بالهمّ و لا حاجة لله فيمن ليس للَّه فى ماله و نفسه نصيب » حكمت : 127 ،