و لا تثريب عليك فلقد احسنت الولاية و ادّيت الامانة فاقبل غير ظنين و لا ملوم و لا متّهم و لا مأثوم فلقد اردت المسير الى ظلمة اهل الشام و احببت ان تشهد معى فانك ممّن استظهر به على جهاد العدوّ و اقامة عمود الدّين ان شاء الله « نامهء 42 ، 414 . امّا بعد از حمد و ثنا ، من نعمان بن عجلان را والى بحرين كردم و دست تو را از آن برداشتم بىآنكه ذمّى يا ملامتى براى تو باشد ، خوب حكومت كردى ، امانتى را كه بر عهده داشتى ادا نمودى ، بيا به كوفه بىآنكه اتّهامى بر تو وارد شود و يا ملامت شده و متهّم و گناهكار شناخته شوى .
من مىخواهم براى سركوبى ستمگران شام به آنجا بروم ، دوست دارم كه تو نيز با من باشى ، چون تو از كسانى هستى كه با او بر جنگ دشمن و اقامهء ستون دين مدد مىجويم انشاء الله ناگفته نماند : عمرو بن ابى سلمه چنان كه گفته شد پسر امّ سلمه ، همسر رسول خدا صلى الله عليه و آله بود ، شيخ در رجال خود او را از اصحاب رسول خدا ص و امير المؤمنين ع شمرده است ، صدوق رحمة الله در خصال « ابواب الاثنى عشر حديث 41 » از عبد الله بن جعفر نقل كرده كه گويد : من و حسن و حسين عليهما السلام و عبد الله بن عباس و عمرو بن ابى سلمه و اسامة بن زيد در منزل معاويه بوديم ، ميان من و معاويه بحث در گرفت ، من گفتم : از رسول خدا ص شنيدم فرمود : « انا اولى بالمؤمنين من انفسهم ثمّ اخى على بن ابى طالب اولى بالمؤمنين من انفسهم . . . » يآنگاه امامان را تا دوازده امام مىرساند ، بعد مىگويد : همهء حاضران از جمله عمرو بن ابى سلمه به اين حديث گواهى دادند ، بنابر نقل ابن ابى الحديد آن بزرگوار در سال 83 هجرى در خلافت عبد الملك مروان از دنيا رفت .
لفظ « بحرين » فقط يك بار در « نهج » آمده است .
بخل ضد سخاوت
راغب گويد : بخل امساك چيزى است از محلَّى كه نبايد امساك شود .
امام صلوات الله عليه از كنار مزبله اى مىگذشت و در آن قاذورات بود فرمود : « هذا ما بخل به الباخلون » حكمت 195 يعنى اين قاذورات همان طعامهائى است كه اهل بخل ، از ديگران مضايقه كردند و در رابطه با علم حق تعالى فرموده :