تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
با اينكه خود رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرموده بود كه « فرزند متعلَّق به صاحب فراش است و زانى را نصيبى جز سنگ نيست » ، و تو با اين كار سنّت رسول خدا را از روى عمد ترك گفته و بدون هدايت الهى از هواى نفس خود پيروى كردى ، سپس او را بر عراقين ( كوفه و بصره ) حاكم كردى تا دست و پاى أهل اسلام را قطع و چشمانشان را از كاسه درآورده و بر نخلهاى خرما دار بزند ، مانند آن است كه تو از أهل اين امّت نيستى ، و ايشان نيز از تو نيستند ! ! . مگر در ماجراى حضرميّين كه زياد در باره اشان از تو استفتاء نمود كه اينان بر دين علىّ - كه صلوات خدا بر او باد - هستند چه كنم و تو گفتى همه را بكش ، و او نيز همه را كشته و مثله كرد ، و دين علىّ و فرزند علىّ - به خدا سوگند - همان است كه با آن بر سر تو و پدرت كوفت و به پشتوانهء همان است كه در اين مكان جلوس نموده اى ، و اگر آن نبود ؛ بالاترين شرف تو و پدرت همان كوچ زمستانى و تابستانى بود كه خداوند به واسطهء ما بر شما منّت نهاده و آن را از دوش شما برداشت ( 1 ) .
هامش
( 1 ) مراد مضمون مطالبى است كه در سورهء شريفهء قريش آمده كه : * ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ لإِيلافِ قُرَيْشٍ إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَالصَّيْفِ فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ ، عرب گرسنه بود و غارتگر و چادرنشين كه براى آب و علف خيمه گاه خود عوض مىكرد ، در اين سوره روى سخن با قريش است كه اسلام در ميان آنها نمودار شد و دشمنى و برابرى با آن از آنها آغاز شد ، اين است كه نعمت پناهندگى كعبه بيادشان داده مىشود كه بجاى كوچ و پى آب و علف رفتن ديگران شما سفر بازرگانى نصيبتان شده است كه از گرسنگى و بلاى عرب آسوده‌ايد و نيز بپاس ارزش اين خانه كسى شما را غارت نمىكند و آسوده‌ايد كه مىتوانيد به سفر رويد و بجاى آن محروميّتهاى عرب شما از پرتو اين خانه خوشى و آسايش داريد پس وظيفهء شما پرستش پروردگار خانه است كه از آن بهره مند هستيد كه خوى عربى شما بشما حكم مىكند پاس نعمت بداريد و مخالفت پيغمبر نكنيد و خدا پرست شويد ، اين سوره را بعضى قريش ناميده‌اند و بعضى ايلاف . ( از تفسير مرحوم عاملىّ )