و اعتراض عيبجويانه ات به بنى هاشم به من رسيده ، پس اگر اين گونه عمل كردى به خود بينديش و نفس خود در ميزان حقّ و باطل قرار ده ، اگر خودت را بزرگترين عيب نيافتى ؛ عيب كوچكى هم در تو نبوده و ما در حقّ تو ستم كردهايم ، اى معاويه بفكر خودت باش و به غير هدف و نشانهء خود به محلّ ديگر تير نينداز ، و از سر دشمنى با ما از مكان نزديك به دشمنى نپرداز ، كه به خدا سوگند تو از ميان ما اطاعت مردى را كردى كه قديم الإسلام نبوده و نفاقش هم تازگى ندارد و به هيچ وجه فكر تو نيست ، پس خود بفكر خود باش يا او را رها كن - يعنى : عمرو بن عاص - .
164 - آن حضرت در جواب نامه اى كه معاويه برايش فرستاد از سر احتجاج فرمود :
امّا بعد ؛ نامه ات رسيد ، گفته اى : مطالبى از من به تو رسيده ، كه من از آنها بىنيازم ، و پنداشته اى كه من رغبتى در آنها دارم در حالى كه من به غير آنها بر تو سزاوارترم ، و امّا آنچه از من به تو رسيده همهء آنها را افرادى بينوا و سخن چين بافتهاند ، گروهى كه جماعات را بهم مىزنند ، دروغ گفتهاند ! بدگويان سخن چين ! من قصد جنگ و مخالفت با تو را ندارم ، هر چند كه در ترك اين عمل از خدا در هراسم ، و گمان ندارم خدا از اين كارم راضى باشد ،
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 87
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٨٧