تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
اينجا بود كه شيعيان را به مجرّد اتّهام و گمان و شبهه در هر جايى كشتند ، تا آنجا كه اگر مردى كلمه اى اشتباهى از دهانش خارج مىشد گردنش را مىزدند ، و اگر فردى معروف به زنديق و كفر بود احترام مىشد و هيچ كس متعرّض او نمىشد ، و شيعيان در هيچ جايى خصوصاً كوفه و بصره امنيت نداشتند ، و كار بدان جا كشيده بود كه اگر يكى از شيعيان قصد گفتگوى سرّى را با دوست خود داشت از خادم و بردهء او در هراس بود ، و نقل حديث را پس از سوگند و پيمانهاى سخت بر زبان مىراند ، اين مسأله روز بروز شديدتر مىشد و بچّه‌ها به اين صورت پرورش يافتند . بارى آن دسته از مردم كه بيش از همه به اين فتنه مبتلا شدند قاريان رياكارى بودند كه اظهار خشوع و ورع مىكردند ، بعد دروغ بافته و به جعل حديث مىپرداختند تا نزد واليانشان نصيبى داشته و در مجالس آنان راه يابند و به اموال و زمينها و خانه‌ها برسند . تا كار بدان جا رسيد كه آن احاديث و روايات جعلى آنان بدست كسانى افتاد كه گمان مىكردند اينها مطالب حقّ و راست است ، لذا آنها را روايت كرده و پذيرفته و ياد مىگرفتند و به ديگران مىآموختند و طبق آنها اظهار محبّت نموده و بر كسى كه آنها . ( جعليات ) را ردّ يا كوچكترين شكّ و ترديدى ابراز مىنمود بغض و كينه مىورزيدند ،
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 83 | أحمد بن علي الطبرسي / بهراد جعفرى