تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
معاويه گفت : قرآن را قرائت كرده و تأويل كنيد ولى هيچ مطلبى كه خداوند در بارهء شما نازل كرده است را نقل نكنيد ، و جز آن را روايت كنيد . ابن عبّاس گفت : خداوند در قرآن مىفرمايد : « قصد دارند كه نور خداوند را با دهانهاشان خاموش سازند و خداوند جز كمال نورش را نخواسته هر چند كافران را ناخوش آيد - توبه : 32 » . معاويه گفت : اى ابن عبّاس كوتاه بيا و جلوى زبانت را بگير ، و اگر ناگزير از آن هستى اين كار را مخفيانه و پنهانى انجام بده . سپس به خانه اش رفته و صد هزار درهم برايش فرستاد . و منادى معاويه ندا سر داد كه نقل روايات در مناقب علىّ بن ابى طالب و أهل بيتش از امروز ممنوع و گوينده اش برىء الذّمّه است ! ! . و مردم كوفه در اين ممنوعيّت بيش از ديگران در سختى و مشقّت بودند ، چرا كه آنجا بيش از ديگر مكانها شيعه داشت ، به همين جهت معاويه ، زياد را والى عراقين : كوفه و بصره ساخت ، او نيز به تعقيب شيعه پرداخته و نيك به ايشان عارف بود و ايشان را در هر جا مىيافت مىكشت ، او شيعيان را ترسانده و دست و پايشان را مىبريد و بر درخت خرما دارشان مىزد ، و چشمانشان را از حدقه در آورده يا تبعيد كرده