تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
323 - و نقل است مأمون پس از آنكه دخترش امّ الفضل را به زوجيّت امام جواد عليه السّلام درآورد ، روزى در مجلس با حضور آن حضرت و يحيى بن أكثم و گروه زيادى جمع بود . يحيى بن أكثم گفت : اى زادهء رسول خدا ، نظر شما در بارهء اين خبر چيست : « روزى جبرئيل بر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرود آمده و گفت : اى محمّد ، خداوند عزّ و جلّ سلامت رسانده و مىفرمايد : از أبو بكر بپرس آيا از من راضى است چون من از او خشنودم » ؟ حضرت فرمود : من منكر فضل أبو بكر نيستم ، ولى بر راوى اين خبر واجب است كه حديثش را با حديث ديگرى كه از آن حضرت صلَّى الله عليه و آله نقل شده مقابله كند كه در آخرين سفر حجّ فرمود : « دروغ بر من بسيار شده ، و پس از من نيز زياد خواهد شد ، پس هر كه از روى عمد بر من دروغى ببندد بايد جايگاه خود را در آتش قرار دهد ، پس چون حديثى از من به شما رسيد آن را بر كتاب خدا و سنّت من عرضه كنيد ، پس هر چه موافق قرآن و سنّت من بود آن را برگيريد ، و مخالف آن دو را نگيريد » ، و اين خبرى كه تو نقل كردى با قرآن نمىخواند ، خداوند متعال فرموده : « و همانا ما آدمى را آفريده‌ايم و آنچه را نفس او وسوسه مىكند مىدانيم ، و ما به او از رگ گردن نزديكتريم - ق : 16 » پس بنا بر مفاد