تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
شكار در شب اتّفاق افتاده يا در روز ؟ در احرام عمره بوده يا احرام حجّ ؟ ! يحيى بن أكثم از فرمايشات امام عليه السّلام مات و مبهوت شد و آثار عجز و ناتوانى در سيمايش هويدا شده و زبانش به لكنت افتاد ، بنوعى كه أهل مجلس آن را فهميدند . مأمون گفت : الحمد لله مطلب همان شد كه من پيشى بينى كرده بودم ، سپس به فاميل و خاندان خود نظرى انداخته و گفت : حال آنچه را قبول نمىكرديد دريافتيد ؟ سپس رو به حضرت جواد عليه السّلام كرده و گفت : خواستگارى كن و خطبه را براى خودت بخوان فدايت شوم ، زيرا من تو را به دامادى خود پسنديدم و دخترم أمّ الفضل را به همسرى تو درآوردم هر چند گروهى از اين كار راضى نيستند . پس آن حضرت خطبهء عقد را به اين عبارت جارى ساخت : حمد و ثناى خداوند اقرار و اعترافى بر نعمات او است ، و كلمهء « لا إله إلَّا الله » اخلاص در وحدانيّت او ، و درود خدا بر محمّد آقاى مردمان ، و برگزيدهء عترتش باد ، امّا بعد : از جمله فضل خداوند بر خلايق اين است كه با حلال ؛ ايشان را از ارتكاب