تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
بياوريم تا از او مسائل فقهى و احكام اين دين را پرسش كند ، اگر جواب درست داد ما ديگر اعتراضى نداشته و بر شما خرده نخواهيم گرفت ، و استوارى و محكمى انديشهء أمير المؤمنين نزد آشنا و غريب و دور و نزديك آشكار مىگردد ، و اگر از دادن پاسخ درمانده و عاجز شد در اين صورت سخن ما روشن شود كه تنها از سر مصلحت بينى بوده . مأمون گفت : هر زمانى كه خواستيد اين مطلب را [ در حضور من ] عملى سازيد . آنان از نزد مأمون خارج شده و رأى همه بر اين شد كه از يحيى بن أكثم كه قاضى بزرگ آن زمان بود بخواهند تا پرسشى از امام جواد عليه السّلام نمايد كه او قادر بپاسخ آن نباشد ، و براى اين مهمّ وعدهء اموالى نفيس و وعده‌هاى فراوانى به او دادند ، آنگاه نزد مأمون آمده از او خواستند زمانى را براى اين مطلب تعيين كند كه همه در آن روز در حضور مأمون جمع شوند ، مأمون نيز روزى را براى اين مجلس تعيين نمود و در آن روز همه آمدند و يحيى بن أكثم نيز حاضر شد ، و مأمون دستور داد براى امام جواد عليه السّلام تشكى پهن كنند و دو بالش روى آن نهند ، آن حضرت كه نه سال و چند ماه داشت به مجلس آمده و ميان آن دو بالش جلوس فرمود ،