تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
امام فرمود : مانعى ندارد ، مركبى به او بدهيد تا سوار شود . من نزد عمران رفتم و او را آوردم ، امام عليه السّلام به او خوش آمد گفتند و لباسى طلبيدند و بر او پوشاندند و مركبى به او دادند و ده هزار دينار خواستند و بعنوان هديّه به او دادند ، عرض كردم : فدايت شوم مانند جدّت أمير المؤمنين عليه السّلام رفتار كرديد . امام فرمود : اين گونه واجب است ، سپس دستور شام دادند و مرا سمت راست و عمران را سمت چپ خود نشاندند ، بعد از شام به عمران گفتند : به منزل بازگرد و فردا أوّل وقت نزد ما بيا تا از غذاى مدينه به تو بدهيم . بعد از اين قضيّه متكلَّمان از گروههاى مختلف نزد عمران مىآمدند و او سخنان و ادلَّهء ايشان را جواب داده ، باطل مىكرد ، تا اينكه از او كناره گرفتند ، و مأمون ده هزار درهم به او هديّه داد و فضل نيز به او اموالى بخشيد و مركبى به او داد و حضرت رضا عليه السّلام او را مأمور صدقات بلخ نمود ( 1 ) و از اين راه به منافع زيادى دست يافت .
هامش
( 1 ) از آنجا كه أوّل شرط پذيرش ولايتعهدى مأمون از طرف حضرت رضا عليه السّلام عدم دخالت در عزل و نصب بوده ظاهراً منصوب كردن عمران به صدقات بلخ مورد ترديد است ، و بنا بر نظر جناب استاد غفّارىّ - أيّده اللَّه - « مراد از نمايندگى ، اخذ وجوه مربوط به امام عليه السّلام بوده است » .
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 452 | أحمد بن علي الطبرسي / بهراد جعفرى