هشام بن حكم گويد : اين گروه در همين كلام بودند كه ناگاه امام صادق جعفر بن محمّد عليهما السّلام از كنارشان عبور كرد و اين آيه را تلاوت فرمود :
* ( قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِه وَلَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً ) * ( 1 ) ! ! آنان نگاهى به هم انداخته و گفتند : اگر اسلام را حقيقتى باشد امر وصيّت محمّد جز به جعفر بن محمّد نرسد ، به خدا هر گاه به او نگريستيم هيبتش ما را گرفته و پوستمان از لرز منقبض شده ! .
سپس با اقرار به ناتوانى و عجز پراكنده شدند .
258 - اعمش گويد : گروهى از شيعيان با خوارج نزد أبو نعيم نخعى آمدند و أبو جعفر احوال نيز حاضر بود ، پس ابن أبى حذره زبان گشوده و گفت :
من همراه شما اى گروه شيعه اقرار مىكنم كه أبو بكر بنابه چهار خصال كه كسى قادر
هامش
( 1 ) إسراء : 88 . ترجمه : « بگو : اگر آدميان و پريان فراهم آيند تا مانند اين قرآن بيارند هرگز مانند آن نيارند ، هر چند برخى از آنان يار و همپشت برخى باشند » .