تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
أبو محمّد علىّ بن حسين عدل ، مادرش شهربانويه دخت يزدگرد ابن شهريار . أبو جعفر محمّد بن على باقر ، مادرش امّ عبد الله دخت حسن بن علىّ بن أبى طالب . أبو عبد الله جعفر بن محمّد صادق ، مادرش امّ فروه دخت قاسم بن محمّد بن أبى بكر . أبو إبراهيم موسى بن جعفر ثقه ، مادرش كنيزى بنام حميدهء مصفّاة است . أبو الحسن علىّ بن موسى رضا ، مادرش كنيزى بنام نجمه است . أبو جعفر محمّد بن علىّ زكىّ ، مادرش كنيزى بنام خيزران است . أبو الحسن علىّ بن محمّد امين ، مادرش كنيزى بنام سوسن است . أبو محمّد حسن بن علىّ رضى الله عنه ، مادرش كنيزى بنام سمانه با كنيهء أمّ حسن است . أبو القاسم محمّد بن حسن ، و او حجّة الله قائم است ، مادرش كنيزى بنام نرجس است . - درود و صلوات خداوند بر جميع اينان باد ( 1 ) - .
هامش
( 1 ) اين حديث شريف كه به حديث لوح معروف است در برخى از كتب حديثى مانند كتاب عيون أخبار الرّضا عليه السّلام نقل شده ، جناب استاد غفّارى - أيّده اللَّه - در ذيل آن مطالبى را تحقيق فرموده‌اند كه ملخّص آن اين است كه : « مورّخان و شرح حال نويسان نوشته‌اند كه جابر در سال 78 هجرى در مدينه وفات كرد و برخى نيز سال 73 ، 74 ، 77 را ذكر كرده‌اند ، و همگى اتّفاق دارند كه جابر بن عبد اللَّه انصارىّ پيش از سال 80 وفات يافته ، و حال آنكه وفات امام باقر عليه السّلام در سال 114 و به قولى 116 هجرى بوده است ، پس چگونه جابر در وقت احتضار و فوت امام باقر عليه السّلام به حضور ايشان مشرّف شده است ؟ بلكه جابر حتّى 16 سال و به قولى حدود 20 سال قبل از شهادت امام سجّاد عليه السّلام وفات نموده است ، زيرا شهادت آن حضرت به سال 94 و يا 95 بوده است ، و از ظاهر خبر اين گونه بر مىآيد كه جابر محضر امام صادق عليه السّلام را نيز درك نموده ، حال آنكه خود او خبرى را روايت مىكند كه حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله به او فرمودند : » تو زنده خواهى ماند تا فرزندم محمّد بن علىّ بن الحسين بن أبى طالب را - كه در تورات به باقر معروف است - ملاقات كنى ، وقتى او را ديدى سلام مرا به او برسان « ، و ظاهر اين خبر اين است كه جابر هيچ يك از ائمّه بعد از امام باقر عليه السّلام را زيارت نكرده است ، و تصريح بنام و كينهء مبارك امام زمان عليه السّلام همانطور كه ملاحظه شد مرحوم شيخ صدوق مىگويد : » از نظر من جايز نيست نام مبارك آن حضرت با صراحت ذكر شود « و شايد صدوق رحمه اللَّه با اين بيان خواسته است عدم اعتماد خود را به اين حديث بيان كند » . در ضمن حديث مذكور در متن كتاب از أبو بصير نقل شده ولى در كتاب عيون با استناد از فردى مجهول بنام أبو نضره نقل شده ، براى اطَّلاعات بيشتر به كتاب عيون مترحم ج 1 ص 78 مراجعه شود .