عمر چون انكار مردم را نسبت به كار خود دريافت ، گفت : شما را چه شده ، منظور من ترساندن بوده نه عمل كردن به آن . و علىّ بن ابى طالب فردى را نزد ايشان فرستاد كه من سوگند خورده و عهد نمودهام تا اتمام جمعآورى قرآن عبا بر دوش نينداخته و از خانه بيرون نيايم ، همان قرآنى كه شما آن را ترك نموده و فريب دنيا و بازيهايش را خورديد .
سپس حضرت فاطمه عليها السّلام به پشت درب آمده و فرمود : در تمام عمر خود هيچ قومى را نمىشناسم كه بىوفاتر و بىعاطفه تر از شماها باشند ، جنازهء رسول خدا را نزد ما گذاشته و سرگرم كار خود و بدست آوردن خلافت شديد ، نه مشورتى با ما نموديد و نه كمترين حقّى براى ما قائل شديد ، گويا شما هيچ اطَّلاعى از فرمايش پيامبر در روز غدير خم نداشتيد ، به خدا سوگند در همان روز آنچنان امر ولايت را محكم ساخت كه جاى هر طمع و اميدى براى شما باقى نگذاشت ، ولى شما آن را رعايت نكرده و هر رابطه اى را با پيامبرتان قطع نموديد ، البتّه خداوند متعال ميان ما و شما حاكم خواهد فرمود .
38 - و در روايت سليم بن قيس هلالى از سلمان فارسىّ رضى الله عنه آمده است كه گفت :
به خدمت حضرت علىّ عليه السّلام رسيدم ، و آن حضرت سرگرم غسل دادن پيامبر صلَّى الله عليه و آله بود - زيرا رسول خدا وصيّت فرموده بود كه او را جز علىّ بن ابى طالب كسى غسل ندهد - ،
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 187
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص١٨٧