چگونه خود را بر اين مقام برقرار نمودى ؟ ! به خدا سوگند قصد داشتم تو را از اين مقام خلع نموده و سالم مولا ابى حذيفه را بجايت نصب نمايم ! !
سپس أبو بكر از منبر به زير آمده و همراه عمر به سمت منزل رفته و تا سه روز هيچ كس به مسجد النّبىّ صلَّى الله عليه و آله نيامد . چون روز چهارم شد ابتدا خالد بن وليد با هزار تن به خانهء او شتافته و گفت : اين چه جلوس و نشستنى است ! به خدا سوگند ، بنى هاشم در بارهء خلافت به طمع افتادهاند ! و در پى او سالم مولا حذيفه با هزار نفر و سپس معاذ بن جبل با هزار نفر آمدند تا كم كم تعدادشان به چهار هزار نفر رسيد ، و همه به سركردگى عمر با شمشيرهاى برهنه بسوى مسجد النّبىّ حركت كرده تا بدان جا رسيدند ، عمر رو به طرفداران علىّ عليه السّلام كرده و گفت : اى ياران علىّ ، به خدا سوگند اگر يكى از شما مانند روز گذشته از جاى برخاسته و سخنى بگويد سخت مجازاتش مىكنيم . ( او را مىكشيم ) پس خالد بن سعيد بن عاص برخاسته و گفت : اى پسر صُهاك حبشيّه ، آيا به شمشيرهاى خودمان تهديدمان مىكنيد يا به جمعيت خود ما را مىترسانيد ؟ به خدا سوگند شمشيرهاى ما از شما تيزتر ، و تعدادمان از شما انبوهتر ، و هر چند كمتر باشيم ولى حجّت خدا در ميان ما است ، به خدا اگر اطاعت خدا و رسول و امامم را واجب نمىشمردم ، الحال
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 184
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص١٨٤