ابو الدرداء گفت : « همانا امر به معروف و نهى از منكر خواهيد كرد و گرنه سلطانى ستمكار بر شما مسلط مىشود كه بزرگان را بزرگ نمى دارد و به كوچكان رحم نمىكند . برگزيدگان شما دعا مىكنند و پذيرفته نمىشود و شما آمرزش مىخواهيد اما بدان نمىرسيد و يارى مىجوييد كسى شما را يارى نمىكند . »
حذيفه گفته است : « روزگارى بر مردم مىرسد كه لاشهء خرى پسنديده تر از مؤمنى باشد كه امر به معروف و نهى از منكر كند ! »
عمر بن خطاب ( رض ) گويد : از رسول خدا شنيدم كه گفت : چه بد هستند قومى كه به دادگرى فرمان ندهند ! و چه بد هستند قومى كه امر به معروف و نهى از منكر نكنند ! و نيز فرمود : بپرهيزيد از نشستن بر سر راهها .
گفتند : ما را چارهاى نيست ، آنجا نشستنگاههاى ماست كه در آنجا گفتگو مىكنيم . فرمود : اگر ناگزير باشيد حق راه را بپردازيد . گفتند : حق راه چيست ؟ گفت : پوشيدن چشم و جواب سلام و امر به معروف و نهى از منكر .
عايشه گويد : مردم شهرى كه سكنهء آن هجده هزار تن بودند و كار پيامبران را مىكردند به عذاب خدا گرفتار شدند . پرسيدند : چرا ؟ گفت :
خشم آنان براى خدا نبود و امر به معروف و نهى از منكر نمىكردند . خداوند از شعيب خبر داد كه قوم خود را چنين نهى كرد : « پيمانه و ترازو را كم نكنيد . من خيرخواه شما هستم و من بيم آن دارم كه به عذاب روز رستاخيز گرفتار شويد . اى قوم ، پيمانه و ترازو را كامل و به عدالت دهيد و اشياى مردم را مكاهيد و در روى زمين تباهى و تجاوز مكنيد . در جاى ديگر فرمود :
پيمانه را كامل دهيد و زيانكار مباشيد و با ترازوى درست وزن كنيد و از كمفروشى و فساد و تجاوز بپرهيزيد . » « 1 »
هامش
( 1 ) -« وَ لا تَنْقُصُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ إِنِّي أَراكُمْ بِخَيْرٍ وَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ مُحِيطٍ . وَ يا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لاتَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ »و« أَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزانَوَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ- وزنوا بالقسطاس المستقيموَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْوَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ »( قرآن سورهء 11 « هود » آيهء 84 - 85 و سورهء 26 « شعراء » آيهء 181 - 183 ) .