كه بر مسند حسبت نشسته و نظر در مصالح مردم و رسيدگى به وضع بازاريان و صاحبان حرفهها از راه مشروع به دست اوست ، گرد آوردم ، تا وى ادارهء امور و رياست خود را بر پايهء آن استوار كند . در اين كار به خدا اعتماد كردم و از او خير خواستم و برخى از اخبار را در كتاب بياوردم و آن را به داستانها و آثار بياراستم و در آن به عيوب كالاها و تدليس پيشهوران اشاره كردم ، چنان كه خردمندان و دانشمندان به مطالعهء آن رغبت كنند ، و مشهور است كه كتاب نشانهء خرد نويسندگان است . آنگاه كتاب را در هفتاد باب ، هر بابى شامل فصول گوناگون ، بپرداختم بدينسان :
باب نخست - در شرايط حسبت و وظيفهء محتسب .
باب دوم - در امر به معروف و نهى از منكر .
باب سوم - در شراب و ابزارهاى حرام .
باب چهارم - در حسبت بر كافران ذمى .
باب پنجم - در حسبت بر دفن مردگان .
باب ششم - در دادوستدهاى نارواى بازار .
باب هفتم - در چيزهايى كه استعمال آنها بر مردان حرام يا جايز است .
باب هشتم - در بيان كارهاى ناشايستهء بازاريان .
باب نهم - در شرح قنطار و رطل و مثقال .
باب دهم - در شرح ترازو و پيمانهها و ذراع .
باب يازدهم - در حسبت بر علافان و آسيابانان .
باب دوازدهم - در حسبت بر نانپزان و نانوايان .
باب سيزدهم - در حسبت بر بريانگران .
باب چهاردهم - در حسبت بر لكانهپزان « 1 » .
باب پانزدهم - در حسبت بر جگرپزان و بوارديان « 2 » .
هامش
( 1 ) - ر ك : همين كتاب ، ص 82
( 2 ) - ر ك : همين كتاب ، ص 84