مىكند كه مىتواند در ايران بماند و از طرف شاه به او لقب جمال بيگ داده مىشود . خروج از ايران براى او غير ممكن گرديد . او بر بسيارى از مشكلاتى كه از جانب روسها - كه به قدر تحسينى كه براى او قائل بودند نسبت به او كينه مىورزيدند - فراهم مىشد فايق آمد . بهر تقدير او موفق شد تا يك كشتى كه مىتوانست بيست توپ داشته باشد و بهتر از كشتيهاى روسها در درياى خزر بود بسازد .
گفته مىشود كه باز ماندهء اين كشتى هنوز هم در يكى از مردابهاى ميان لنگرود و سفيد رود وجود دارد .
دستگيرى و مرگ التون
با مرگ نادر دهاقين گيلان كه مجبور بودند در تشكيلات كشتى سازى كار بكنند كوشش كردند تا التون را به قتل برسانند . گلولهاى لباس او را سوراخ نمود .
او به ثروت عادلشاه دست يافت و چون شهرتش به گوش ابراهيم رسيد اين شاهزادهء جوان او را از حمايت خود مطمئن ساخت .
ايرانيها فاقد شاهى بودند كه بتواند مردم را وادار به اطاعت از خود سازد .
حاجى شفيع و حاجى جمال در گيلان يك نوع حكومت اشرافى به وجود آوردند و عليه تجاسر محمد حسن خان برخاستند . التون كه نسبت بدانها بدگمان بود از اطاعت قديمىها امتناع ورزيد و محافظينى براى مسكن خود گماشت ولى بالاخره ناچار شد كه با حاجى جمال كه نسبت به حفظ او و اموالش تعهد كرده بود سازش نمايد . اما حاجى جمال پابند قول خود نبود و اموال التون را تصاحب نمود و دستور داد تا خود او را به دار بياويزند . آنها در صدد اجراى حكم بودند كه خبر خيانت سائون بيك يكى از رؤساى بزرگ كه با سپاهيانش در كنار محمد حسن خان بود رسيد . آنان به سمت فومن گريخته و التون را نيز