آن خان احمد خان به عباس سلطان دستور داده بود تا چنانچه شيرزاد سلطان خواست از شنيدن خبر آمدن محمد امين خان در ديلمان دست به شورش بزند او را زندانى نمايد به دست شيرزاد سلطان ، كه ابراهيم خان و خديجه بيگم را بهمراه داشت افتاد ، و او شبانه رشت را ترك گفت . ابراهيم خان پيش از مرگ پدرش نامزد دختر امير حمزه خان پسر بايندرخان حاكم آستارا بود . شيرزاد سلطان به آستارا خوانده شد تا اين عروسى را به انجام رساند و مراتب تمايل خود را به صلح با على بيك سلطان بيان دارد . او همچنين فكر تقسيم بيه پس ميان دو پسر جمشيد خان را در آنجا اظهار نمود . اميره حمزه با فكر او موافقت نمود و با دو پسر خود ايرج خان و قليچ خان به گسكر آمد و از آنجا در زمانيكه اميره سياوش گسكرى با يكى از دخترهاى او عروسى كرده بود و على بيك سلطان در گسكر بود خود را به رشت رساند .
بين شيرزاد سلطان و على بيك سلطان صلحى برقرار گرديد . على بيك سلطان براى نجات از دشمن قديمى خود كه در 19 ربيع الثانى 994 به قتل رسيد حمزه خان و اميره سياوش را اغوا كرد . او خديجه بيگم و ابراهيم خان را همراه خود به فومن برد و مدت سه سال در آنجا در كمال صلح به حكومت پرداخت .
خان احمد خان شاه ملك فومنى - برادر ملك عنايت كه محمد امين خان را از ماسوله برداشته بود - را به وكالت شاهزادهء جوان منصوب نمود . اين شخص براى اقامت به خشكبجار رفت و همهء اين سرزمين را تا پسيخان تحت امر خود گرفت و تا نوروز سال 999 هجرى ( 1591 ) يعنى زمانيكه على بيك سلطان با قواى خود به خشكبجار حمله كرد در آنجا حكومت نمود . بعد محمد امين خان به لشتهنشا گريخت و از آنجا به دهكدهء سالوزيان
Saluzian
رفت و تا سال 1000 هجرى در آنجا باقى ماند و از آنجا با كشتى عازم شيروان شد .