او بفرستد و جواب شنيد كه بهتر است تا پائيز صبر كند . زيرا درختها برگهاى خود را از دست خواهند داد و عمليات آسان خواهد گرديد . بدگمانى و سوء ظنى كه كامران ميرزا بوى تلقين كرده بود با اين جواب تأئيد گرديد و او خود را به راهنمائى كامران ميرزا سپرد .
قواى قزلباش در 22 جمادى الاول 989 هجرى ( 1581 ) وارد رشت شد و در جنگ كوچكى كه ميان آنها و عدهاى گيلك در نزديكى كلاشه رودبار در گرفت شيرزاد دستگير گرديد و به هلاكت رسيد . سليمان خان كه خواهرش زوجهء خان احمد خان بود حاكم رشت گرديد و شاهقلى سلطان قراچه استاجلو به عنوان لله يا ريش سفيد و وكيل او تعيين شد . حسين - قلى سلطان پسر نظر سلطان لاله و مصطفى خان شرفلو و همچنين مهديقليخان چاوشلو و روساى ديگر قبايل مانند اصلان سلطان على بيگلو ذو القدر و قربان سلطان روملو سلطان جلال اوغلى چينى مناطق مختلف گيلان را گرفتند . اما ساكنين گيلان قزلباش را كه نتوانستند به منافعى كه چشم داشتند برسند به رسميت نشناختند . از طرف ديگر آنها مهاجم بودند و نمىتوانستند جز تاراج و غارت غنيمتى به دست آورند و با ترك اين سرزمين از طرف آنها به اين اعمال نيز خاتمه داده شد .
سليمان خان در تمام طول راه هرزويل و منجيل ناچار به جنگيدن بود و اقامت او در گيلان باعث اتلاف تقريبا يك چهارم سپاهيان و مايملك او شد .
وى ابراهيم خان پسر ارشد جمشيد خان را با خود به عراق برد و محمد خان پسر كوچك او را در گيلان باقى گذاشت .
مردم عليه كامران ميرزا و قرا بهادر قيام كردند . آنها به كهدم عقب نشستند و در آنجا كامران ميرزا كه نسبت به قرا بهادر بدگمان شده بود بوسيلهء
ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 509
مساهمون: ياسنت لويى رابينو
ص٥٠٩