داد كه بازرگانان كالاى خود را از بازار تميجان به آنجا حمل كنند . متأسفانه اين كارها باعث شد تا مسكن سابق آنها متروك بماند . دو سال بعد با پرداخت مبلغى پول توانستند اجازهء بازگشت به آنجا را دريافت نمايند .
تميجان به نام رانكوه يا گوراب رانكوه و همچنين گمان مىكنم به نام شاهان گوراب شناخته مىشده است « 1 » . اين شهر در سالهاى 908 و 910 و 914 هجرى ( 3 - 1502 و 5 - 1504 و 9 - 1508 ) به وسيلهء سپاهيان سلطان حسام الدين فومنى غارت شد و با سقوط سلسلهء امير كيائى در سال 1000 هجرى ( 92 - 1591 ) تميجان به سوى انحطاط رفت و نويسندگان ايرانى ذكرى از آن به ميان نكشيدند .
فريزر مىگويد كه تمام فاصلهء ميان تميجان و رودسر از درختهاى توت و برنجزارها و باغها و درختان جنگلى باشكوه پوشيده شده است . درختان تنومندى كه در اين زمين به طور فراوان مىرويد حاشيهء راه را محدود كرده و در همه جا به صورت انبوه ديده مىشود . از دهكده جويبارى كه در اطرافش مناظر زيبا و درختان بارور ديده مىشود به آرامى عبور مىكند . پلى قديمى كه وسطش بالا آمده است ، گذرگاه ناراحتى به روى عابرين مىگشايد .
بازارى كه به وسيلهء فريزر ذكر آن به ميان آمده است چندان دوام نيافت .
تميجان در 4 يا 5 كيلومترى رودسر و 35 كيلومترى لاهيجان قرار دارد . عدهء زيادى از سادات مرعشى مازندران كه به گيلان پناهنده شده بودند در تميجان مدفون گرديدهاند و مىتوان ميان آنها از سيد ناصر الدين ( 836 هجرى ) و برادرزادهاش عبد الوهاب بن غياث الدين بن كمال الدين اول و عبد العزيز و سيد احمد بن ظهير الدين بن قوام الدين آملى نام برد .
هامش
( 1 ) - قصر رانكوه و سرسرانSarsaranدر ساحل غربى و قصر شاهان گوراب در ساحل شرقى وليسه رود قرار داشت .