تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
Masalar
خوانده مىشد . عده‌اى عقيده دارند كه در قرن سوم هجرى هنگامى كه آقا سيد جلال الدين اشرف از طارم فرار كرد عون بن محمد بن على كه از همراهان او بود مجروح شد و به ماسوله آمد و پيش از مرگ خود به چوپانى گفت تا او را در همانجائى كه ديده است به خاك بسپارد . رفته رفته چوپانها در حوالى قبر او خانه‌هاى خود را بنا نمودند . در تاريخ خطى سالك معلم
Sa'lak Moallem
نقل شده است كه هنگام شكست سالوك معلم در پائين قلعهء شميران
Semiran
دو نفر از مريدانش به نامهاى عين على و زين على كه دو برادر بودند به ماسوله آمدند و مردم را دعوت به اسلام نمودند . مردم به دور اين دو مبلغ گرويدند و قبر اين دو نفر بعدها زيارتگاه اهالى گرديد . روايت ديگرى مبنى بر آن است كه در دوران خلافت مختار ، زمانى كه او قاتلين حضرت امام حسين را تعقيب مىكرد ، عده‌اى از ساكنين موصل و كركوك به كوههاى غربى گيلان گريختند ، و آنها كه از موصل بودند بناى پىريزى ماسوله را نهادند و آنها كه از كركوك بودند كرگانرود را بنيان كردند .

رؤساى قبايل

رئيس قوم كه از تيرهء نيمه چادرنشين بود ايل بيگى ناميده مىشد . در زمان هدايت خان محمد رضا خان و فتحعليخان ايل بيگى بودند . شيرزاد بيگ پسر ميرزا على اكبر پسر اسد بيگ « 1 » از نسل فتحعليخان بنا بر اصل وراثت با دريافت عنوان كلانتر حكومت ماسوله را داشتند ، و اين در موقعى بود كه عنوان ايل بيگى حذف شده بود . طايفه‌اى ديگر از اعقاب حاجى يوسف تبريزى در زمان سلطنت كريم خان زند از تبريز به ماسوله آمدند . تا تقسيم جديد مالياتى اين منطقه كه به وسيلهء مشير السلطنه انجام گرفت ، سيزده سال است كه اعقاب آنها مانند اسد بيگ بر اثر مقاومت دليرانه‌اى كه اجداد
هامش
( 1 ) - پسر اسد بيگ ، حاجى سلطان بيگ جانشين او گرديد و در مراجعت از زيارت مكه فوت نمود و پسرش جهانبخش جانشين او شد .