تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
كنند و اگر خود كشته نشوند ، بدون شك راهزنان حيوانات آنها را با خود مىبرند . چنانچه دزدى در نقاط نزديك واقع شود نايب الحكومه با عده‌اى مأمور آنها را تعقيب كرده و دستگير مىنمايد و چهار پايان را باز مىستاند . ولى شاهسونها براى اينكه در اضطراب به سر نبرند ، معمولا چراگاههائى را براى غارت انتخاب مىكنند كه از محل اقامت خان دور باشد . شاهسونها به صورت قبيله‌اى متحرك هستند كه رئيس و مسئولى براى خود نمىشناسند تا بتوانند از تنبيه در مقابل جنايتى كه انجام مىدهند و با پس دادن اموالى كه غارت مىكنند در امان باشند . زمانيكه عميد السلطان در كرگانرود به سر مىبرد ، كوشش داشت تا اين غارتگريها را با اسلحه تلافى كند و آنها را از قدرت و شدت عمل
هامش
ييلاقات ديگر كرگانرود عبارتست از زله خونى ( زره خونىZaraxuniتلفظ مىشود . م ) در مرز منطقهء اسالم ، نيم فرسنگ دور تر سلطانه خونى كه در آن چادرنشينهاى تولرود زياد ديده مىشوند . سه چهارم فرسنگ دور تر از آن گرگه‌سرا است كه چادر نشينهاى ريگ در آن هستند و يك فرسنگ دور تر گيل قرار دارد . در پائين تخته پارو كه چادرنشينهاى تول گيلان در آن به سر مىبرند ( در فاصلهء تخته پارو و ريگ قريه ديگرى به نام ييلاق ميانكوه است و كوه بزرگ تيلار در آن نقطه است كه بقعه‌اى روى آن ديده مىشود . م ) . يك و نيم فرسنگ دور تر روى راه خرامى ( هرامىHeramiتلفظ مىشود . م ) كه خلخال و كرگانرود را از هم جدا مىكند چراپاCrapaدر پائين دزگاهDizgahو ييلاق هويزگاهHavizgah( هويزگوHavizgoتلفظ مىشود و داراى بقعه‌اى به نام بابا مير زوار است و بالاى آن نوح دشت است و مىگويند كشتى نوح در اينجا به گل نشسته است . م ) و سه چهارم فرسنگ دور تر ييلاق چهل گيهCehel - gyaدر يك فرسنگ بالاى آن ارگنه ، و يك فرسنگ دور تر مازارستان ترك ( مزارستان ) بعد از پيره باقر و قليانده بايد عبور كرد و پس از يك فرسنگ به توپالى رسيد . در اين سه ييلاق رعايا به سر مىبرند . توپالى خان بولاغى با مرز آستارا سه فرسنگ فاصله دارد ، و از جادهء گنج خانه سارى بولاغ حوض لو و آترمارAtarmarعبور مىكند . راه كرگانرود و اردبيل از آق‌اولر مىگذرد و در زمستان غالبا برف آن را مسدود مىكند .