تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
ناصر الدين شاه طبق تقاضاى حاجى ملا رفيع در شعبان 1272 هجرى ( 1856 ميلادى ) مالياتى را كه براى نانواها وضع شده بود فسخ كرد . در اين مسجد بقعه‌اى است كه مدفن فاطمه خواهر حضرت امام رضا عليه السلام مىباشد . اين مسجد را سابقا لاله شوى مىناميدند . مسجد ديگرى كه احتمالا قديمىترين مسجد رشت مىباشد مسجد صفى ناميده مىشود . حسن بيك مؤلف احسن التواريخ از آن نام برده و مىگويد هنگاميكه شاه اسمعيل صفوى از اردبيل به گيلان گريخت مدتى در جوار اين مسجد گذراند . پهلوى اين مسجد دكان جواهر فروشى ميرنجم كه همه وقت ملازم اين شاهزاده بود قرار داشت . اين شخص در زمانى كه شاه اسمعيل به سلطنت ايران رسيد عنوان امير الامرائى يافت . در حياط مسجد چاهى است كه زنها به منظور اجابت دعاى خود در آن پول مىريزند . متولى چاه سينى بزرگى در ته چاه قرار داده است تا احتياجى به پيدا كردن پولها نباشد . در مسجد حاجى محمد خان « 1 » كتيبه‌اى است كه نشان مىدهد اين مسجد
هامش
( 1 ) - صورت كتيبهء سنگى در مسجد حاجى محمد خان :در زمان خسرو دين پرور آموزگار * در قران فرخ كيهان خداى روزگارآسمان داد و دين فتحعلى شه آنكه كرد * داد و دين را استوار از يارى پروردگارپاك دين حاجى محمد خان كه آمد از ازل * نيك روى و نيك راى نيك خوى و نيك كاردست او دلكش سحابى آفتاب آن را مطر * بخت او فرخ همائى آفتاب آن را مطارچون بود از بهر فردوسش ثواب اندر ثواب * چون بود در راه يزدانش نثار اندر نثاراين همايون مدرسه و اين نغز مسجد توامان * بهر علم و بهر ايمان كرد در رشت استواردر جهان تا پاى دارى ديد افكند از خرد * طرح بنيادى كزو ماند بعالم يادگارحجره اندر حجره از آن صانه اللّه خلدسان * صفه اندر صفه اين را لوحش اللّه چرخ وارهم مدرس اندر آن ادريس دانا از ميان * هم مسبح اندر اين جبريل فرخ از كنارالغرض چون از محمد زيور اتمام يافت * علم و ايمان در ابان اين هميون روزگارمنشى طبع صبا از بهر تاريخش نوشت * كز محمد شد بناى علم و ايمان آشكار( از سفرنامهء مازندران و استراباد . ص 260 )