دعاى گشايش روزى
عبيد پسر زراره گفته است كه حضور امام صادق عليه السّلام بودم . يكى از شيعيان از فقر و تنگدستى به آن حضرت شكايت آورد . او گفت : در طلب روزى شهرها را زير پا مىگذارد ، ولى جز بر فقرش افزوده نمىشود . حضرت فرمود : هنگامى كه نماز عشا را بجا آوردى اين دعا را با تأنّى بخوان .
اللّهمّ انّه ليس لى علم بموضع رزقى و انّما اطلبه بخطرات تخطر على قلبى فاجول فى طلبه البلدان فانا فيما اطلب كالحيران لا ادرى افى سهل هو ام فى جبل ام في ارض ام فى سماء ام فى برّ ام فى بحر و على يدى من و من قبل من و قد علمت انّ علمه عندك و اسبابه بيدك و انت الّذى تقسمه بلطفك و تسبّبه برحمتك اللّهمّ فصلّ على محمّد و آله و اجعل يا ربّ رزقك لى واسعا و مطلبه سهلا و مأخذه قريبا و لا تعنّتنى بطلب ما لم تقدّر لى فيه رزقا فانّك غنىّ عن عذابى و انا فقير الى رحمتك فصلّ على محمد و آله و جد على عبدك بفضلك انّك ذو فضل عظيم « 1 » ؛
الهى ، من از جاى رزق خود اطلاعى ندارم . تنها با احتمالاتى كه از قلبم خطور مىكند ، به دنبال آن مىگردم . در جستجوى روزى ، شهرها را مىگردم ، ولى خودم حيرانم و نمىدانم در جستجوى چه هستم ، نمىدانم در دشت است يا كوه ، در زمين است يا آسمان ، در خشكى است يا دريا و نمىدانم در دست كيست و از جانب كيست ، ولى مىدانم كه تو مىدانى و اسباب آن در دست توست و تو همانى كه آن را با لطف خود تقسيم مىكنى و به رحمتت آن را فراهم مىكنى .
الهى ، پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست و پروردگارا ، رزقت را بر من گشاده ، جستجويش را آسان و راه كسبش را نزديك كن و مرا در جستجوى چيزى كه روزيم نكردهاى ، به زحمت نينداز كه تو از عذاب من بىنيازى و من به رحمت تو محتاج ، پس بر محمّد و آلش درود فرست و به فضل خود بر بندهات كرم كن كه تو صاحب فضل عظيمى .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 86 ، ص 124 ، ح 5 از فلاح السائل ، مصباح المتهجد و بلد الامين و مصباح المتهجّد ، ص 96 .