دارد « 2 » اين كتاب به اكثر زبانهاى دنيا ترجمه شده است . بارها به شرح آن برخاستهاند و گاه بيانگر تمايلات و تلقيات گروهى از انتخابكنندگان قرار گرفته و منتخباتى از آن فراهم آمده است . ما در ترجمهء مثنوى آن نسخهاى را كه غلام آزادشدهء سلطان ولد يعنى عثمان بن عبد الله در سال 723 ه / 1323 م نوشته و با نسخهء اصلى مطابقت داده است اساس كار قرار داديم « 1 » و در اثناى ترجمهء
هامش
- است ، هرگونه ترديدى را در اين باب از بين مىبرد . افلاكى از قول قاضى نجم الدين طشتى مىنويسد كه پيش از اين سه چيز در عام بود ، چون به مولانا رسيد ، خاص شد : هر عالمى را مولانا مىخواندند . مثنوى نام قالبى از شعر بود و هر گورخانهاى را تربه مىگفتند . ولى امروز وقتى مولانا مىگويند ، منظور جلال الدين محمد است . مثنوى ، نام كتاب اوست و تربه آرامگاه او را گويند .
از اين نقل قول نيز برمىآيد كه نام كتاب ، " مثنوى " است و معلوم مىشود كه مولانا ، براى يافتن نامى كه ارزش اين كتاب ارجمند او را باز نمايد ، خود را به تنگنا نينداخته است . در واقع امروز هم ، علىرغم گذشت قرنها ، هركجا " مولانا " و " مثنوى " بطور مطلق به كار رفته ، تنها و منحصرا " جلال الدين رومى و كتاب او را افاده كرده است . اما تربه - تربت ، فقط در قونيه به معنى آرامگاه مولانا به كار رفته است .
( 1 ) مناقب العارفين ، ج 2 ، ص 628 .
( 2 ) اين نسخه چنان كه از مهرهاى ظهريه و صفحات مختلف آن برمىآيد به درگاه مولانا وقف شده است . نسخه را مدتى " ولد چلبى " غصب كرده بود . براى اعادهء آن به درگاه مولانا ، بىوقفه به مقامات مسئول نامهها نوشتيم . و در چاپ دوم كتابمان متذكر شديم كه كتاب براى زدودن نوشتههايى كه ولد چلبى بر آن افزوده -