تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
" ايلا كليمو ايلا شاهمو * خاراذى ذيذس ذسمس اينمو "
( بيا عزيز من ، بيا شاه من ، اگر نشئه‌اى نثارمان نكنى ، بارى نفحه‌اى بر ما بدم )
" پوذپسه بنى پوپو نى لالى * ميذن چاكوس كالى تو يالى "
( هركه تشنه شود ، آب مىنوشد و هركس دردى دارد ، مىنالد « 1 » ، زنهار محبوبم ، زنهار ، قدح را نشكنى ) « 2 » . * * *
" كالى تيش آپانسواى افندى چلبى * نيم‌شب بر بام ما تا كرامى طلبى ؟ "
( اى چلبى خوش آمدى ، قدم رنجه كن . نيم‌شب بر بام خانهء ما دنبال چه مىگردى ؟ )
" گه سيه‌پوش و عصا كه من كالويروس * گه عمامه و نيزه كه غريبم عربى " « 1 »
( گاه گويى كشيشم و لباس سياه بر تن مىكنى و عصا به دست مىگيرى . گاه گويى عربى غريبم و عمامه مىپيچى و نيزه به دست دارى ) .
" هرچه هستى اى امير ، سخت مستى شير گير * هر زبان خواهى بگو خسروا ، شيرين‌لبى " « 3 »
" راتمى آغا پسو كايكا پر اترا * نور حقى ، يا حقى يا فرشته يا نبى "
( به عشق‌ورزيدنت آمدم ، لايق تو نيستم ، اما باز در سوداى مهر تو مىسوزم « 4 » . تو يا نور حقى يا عين حقى ، يا فرشته و يا پيامبرى ) .
" كاليميرا لييرى پوستن كالاستن * شب شما را روز شد ، نيست شبها را شبى "
( روز فرا نمىرسد . . . . . . . . . شبتان روز شد ، ديگر اين شبهاى به روز رسيده را شبى نيست ) .
هامش
( 1 ) به گفتهء آقاى ميرمير اوغلى ، اين ضرب المثل امروز نيز به كار ( 2 ) غزل در ج 5 ، ص 4 كليات شمس آمده است . ( 3 ) به توضيح شمارهء 1 همين صفحه رجوع شود . ( 4 ) " كايكا " در يونانى به معنى : سوختم است ( ميرمير اوغلى )