يونسه طابدوقدن اولدى ، هم براقدن صالتوقه * اول نصيب چون جوش قيلدى من نئجه پنهان ائديم " « 1 »
طابدقبابا از خلفاى براق باباست كه در سال 707 ه / 1307 م در گيلان به قتل رسيد . براق بابا نيز به صارى صالتق انتساب داشت كه در 662 ه / 1263 م با ده دوازده هزار تركمن به روم ايلى در آناطولى آمد و دو بروجه را فتح كرد يونس در يكى از اشعارش گويد
" يونس بو سوزوندن ، سن معنا آنلريسن * قونيه مناره سينى گوره سون بير جوالدوز " « 2 »
از بيت فوق معلوم مىشود كه يونس قونيه را ديده است . برخى گفتهاند كه يونس ، امى بود اما او با تصرف در مضامين اشعار مولانا و استعمال كلمات و تركيبات فارسى و كاربرد دانشهاى رايج زمان در اشعارش ، اين نظر را نفى مىكند .
چنان كه اساطير يونان و ايران را در اشعارش به كار مىبرد و از احاديث اقتباسات لفظى و معنوى به عمل مىآورد و به تاويل آنها مىپردازد . حتى يك غزل سعدى را به شعر تركى برگردانده است « 3 » . احتمالا يونس مدتى در قونيه اقامت داشته است . در برخى از اشعارش به تحصيلات خود اشاره كرده است :
" مسجد و مدرسه ده چوخ عبادت ايلدوم * عشق اودينه يانوبن ، آندان حاصله گلدوم " « 4 »
* *
هامش
( 1 )Yunus mre Divani , A . Golpinarh , Lst . Ahmet Halit K . , 1943 , s . 187 .يعنى : به يونس از طابدق رسيد ، به براق نيز از صالتق ، اين نصيب درهم جوشيده را من چگونه پنهان كنم ؟
( 2 ) همان كتاب ، ص 347 يعنى : اگر تو معنى اين سخن يونس را دريابى ، منارهء قونيه را همانند جوالدوزى خواهى يافت .
( 3 ) همان كتاب ، ص 253 - 252 ، غزل شماره 28 .
( 4 ) همان كتاب ، ص 213 يعنى : در مسجد و مدرسه زياد عبادت كردم ولى چون به عشق رسيدم و به آتش عشق سوختم به كمال دست يافتم .