گمار . مگر نمىبينى كه خدا براى هر تخريبى تركان را مىفرستد ؟ « 1 » در بيت ديگرى مىگويد :
" از خراسانم كشيدى ، تا بر يونانيان * تا درآميزم بديشان تا كنم خوشمذهبى " « 2 »
چنان كه مشهود است ، او مردم آناطولى و سلجوقيان را با نام " يونانيان " مشخص كرده است كه مترادف است با : مردم سرزمين روم .
" اى ترك ماه چهره چه گردد كه صبح تو * آبى به حجرهء من و گويى كه : گل ، برو
تو ماه تركى و من اگر ترك نيستم * دانم من اينقدر كه به تركى است آب سو
آب حيات تو گر از اين بنده تيره شد * تركى مكن به كشتنم اى ترك تركخو
رزق مرا فراخى از آن چشم تنگ تست * اى تو هزار دولت و اقبال تو به تو
اى ارسلان قلج مكش از بهر خون من * عشقت گرفت جملهء اجزام موبهمو
زخم قلج مبادا بر عشق تو رسد * از بخل جان نمىكنم اى ترك گفتوگو
بر ما فسون بخواند ككجك اى قشلرن * اى سزدش تو سيرك سزدش قنى بجو
نام تو ترك گفتم از بهر مغلطه * زيراكه عشق دارد صد حاصد و عدو
دكتر شنيدم از تو و خاموش ماندم * غماز من بس است درين عشق رنگ و بو « 3 »
هامش
( 1 ) مناقب العارفين ، ج 2 ، ص 721
( 2 ) ظاهرا اين بيت در كليات شمس مصحح مرحوم فروزانفر نيامده است .
( 3 ) كليات شمس ، ج 5 ، ص 73 - 72 .